به بند کشیده شدن شیاطین در ماه رمضان
موضوع «به بند کشیده شدن شیاطین در ماه رمضان» کم و بیش برای همگان آشناست. در جای جای روایات مرتبط با ماه رمضان این موضوع به چشم میخورد.
به عنوان نمونه به این روایات توجه کنید:
1. پیامبر خدا صلىاللهعلیهوآله:"إذا جاءَ رَمَضانُ فُتِّحَت أبوابُ الجَنَّةِ، وغُلِّقَت أبوابُ النّارِ، وصُفِّدَتِ الشَّیاطینُ؛2
چون ماه رمضان وارد شود، درهاى رحمت، گشوده، و درهاى دوزخ، بسته شوند و شیاطین به بند کشیده شوند".
2. امام صادق علیهالسلام: "إنَّ أبوابَ السَّماءِ تُفَتَّحُ فی رَمَضانَ، وتُصَفَّدُ الشَّیاطینُ، وتُقبَلُ أعمالُالمُؤمِنینَ، نِعمَالشَّهرُ رَمَضانُ...؛1
در [ماه] رمضان، درهاى آسمان گشوده مىشوند، شیاطین به بند کشیده مىشوند و اعمال مؤمنان پذیرفته مىشود. رمضان، خوب ماهى است!..."
3. پیامبر خدا صلىاللهعلیهوآله (در مُژده دادن به یاران خویش): "جاءَکُم رَمَضانُ، جاءَکُم شَهرٌ مُبارَکٌ اِفتَرَضَ اللّهُ عَلَیکُم صِیامَهُ، تُفَتَّحُ فیهِ أبوابُ الجِنانِ، وتُغَلَّقُ أبوابُ الجَحیمِ، وتُغَلُّ فیهِ الشَّیاطینُ، فیهِ لَیلَةٌ خَیرٌ مِن ألفِ شَهرٍ، مَن حُرِمَ خَیرَها فَقَد حُرِمَ؛3
رمضان، شما را فرا رسیده است. ماهى مبارک، شما را فرا رسیده که خداوند، روزهدارىِ آن را بر شما واجب ساخته است. در این ماه، درهاى بهشت، گشوده و درهاى جهنّم، بسته مىشوند و شیاطین به بند کشیده مىشوند. در آن، شبى است که بهتر از هزار ماه است. هر کس از خیر آن محروم شود، به یقین، محروم مانده است".
4. پیامبر خدا صلىاللهعلیهوآله: "إذا کانَ أوَّلُ لَیلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ نادَى الجَلیلُ تَبارَکَ و تَعالى:...یا جَبرَئیلُ، انزِل عَلَى الأَرضِ فَغُلَّ فیها مَرَدَةَ الشَّیاطینِ حَتّى لایُفسِدوا عَلى عِبادی صَومَهُم؛4
چون شب اوّلِ ماه رمضان شود، خداى باعظمت ندا دهد:...اى جبرئیل! به زمین فرود آى و شیاطین سرکش را به بند کش تا روزه بندگانم را بر آنان تباه نسازند".
5. پیامبر خدا صلىاللهعلیهوآله: "إذا کانَ أوَّلُ لَیلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ صُفِّدَتِ الشَّیاطینُ ومَرَدَةُ الجِنِّ، وغُلِّقَت أبوابُ النّارِ فَلَم یُفتَح مِنها بابٌ، وفُتِّحَت أبوابُ الجَنَّةِ فَلَم یُغلَق مِنها بابٌ، ویُنادی مُنادٍ: یا باغِیَ الخَیرِ أقبِل! ویا باغِیَ الشَّرِّ أقصِر ! وللّهِِ عُتَقاءُ مِنَ النّارِ؛5
چون اوّلین شب ماه رمضان شود، شیاطین و سرکشانِ جنْ به بند کشیده شوند و درهاى آتش، بسته شوند؛ پس، هیچ درى از آنها گشوده نگردد و درهاى بهشت، باز شوند؛ پس هیچ درى از آنها بسته نگردد، و ندا دهندهاى ندا مىدهد: اى جویاى خیر! روى آور، و اى جویاى شر! کوتاه بیا (دست بردار)! و خدا را آزادشدگانى از آتش است".
در تحلیل و بررسى این دسته از روایات، اشاره به دو نکته الزامی است:
نکته اول: "طبیعت پیشگیرانه روزه"
روزه به طور طبیعى، زمینهاى را که شیطان بر اساس آن، انسان را به گمراهى مىکشاند، از بین مىبرد. به تعبیر دقیقتر، زنجیرى که در ماه رمضان، شیطان را به بند مىکشد، چیزى جز خودِ روزه نیست. از این رو، در حدیثپیامبر خدا آمده است:
"إنَّ الشَّیطانَ لَیَجرى مِنِ ابنِ آدَمَ مَجرَى الدَّمِ فَضَیِّـقوا مَجارِیَهُ بِالجُوعِ؛6
شیطان در انسان جارى مىشود، همچون جریان خون. پس با گرسنگى، مجارى او را تنگ کنید."
این حدیث، به روشنى بر این نکته دلالت دارد که روزه به طور طبیعى، مانع تسلّط شیطان بر انسان مىشود. زنجیرى که روزه دارد، نه تنها شیطان را به بند مىکشد، بلکه کششهاى نفْس امّاره را هم مهار مىکند، آن را به اسارت در مىآورد و جلوى سلطه آن را بر انسان مىگیرد، و به فرموده امیر مؤمنان علیهالسلام:
"نِعمَ العَونُ عَلى أسرِ النَّفسِ وَ کَسرِ عادَتِهَا التَّجَوُّعُ؛7
گرسنگى، چه خوب یاورى براى اسیر کردن نفْس و شکستن عادت آن است!"
بر این اساس، همه روایاتى که در ستایش گرسنگى و نقش آن در خودسازى و تربیت نفْس، وارد شدهاند، هدف آنها ایجاد مانع طبیعى در برابر سلطه شیطان بر انسان و نگهدارى انسان از کششها و اغواگرىهاى نفْس و نیز آزادسازى نیروهاى عقلى و شکوفاسازى استعدادهاى انسانى است، آن گونه که از این دو روایت ـ که از مجموعه احادیث این گونه برگزیدهایم ـ روشن مىشود.8
پیامبر خدا صلىاللهعلیهوآله فرمود: "جاهِدوا أنفُسَکُم بِالجُوعِ وَ العَطَشِ، فَإِنَّ الأجرَ فى ذلِکَ کَأَجرِ المُجاهِدِ فى سَبیلِ اللّهِ؛9
به وسیله گرسنگى و تشنگى، با نفس خویش جهاد کنید؛ چرا که پاداش آن، مثل پاداش جهادکننده در راه خداست".
نیز فرمود: "أحیوا قُلُوبَکُم بِقِلَّةِ الضِّحکِ وقِلَّةِ الشَّبَعِ، وَ طَهِّروها بِالجُوعِ تَصفو[ تَصفُ] وَ تَرِقُّ؛10
دلهاى خود را با کم خندیدن و کم خوردن، زنده کنید و آن را با گرسنگى، پاک سازید تا صاف و رقیق شود".
نکته دوم: عنایت ویژه خداوند
افزون بر پشتوانهاى که روزه به طور طبیعى براى روزهداران جهت جلوگیرى از سلطه شیطان و اغواگرىهاى او پدید مىآورد، این برنامه عبادى، خود به خود، زمینهساز شمول عنایتهاى خدا بر آنان مىگردد. آنچه در روایات با عنوان به بند کشیدن شیاطین در این ماه آمده است، به همین نکته اشاره دارد.
به عبارت دیگر، عنایت الهى گزاف نیست تا سؤال شود: چرا خداى سبحان، مانع سلطه شیطان نمىشود و در بقیّه ماهها بین انسان و سلطه او فاصله نمىاندازد؟ هرگز؛ بلکه ریشه این توفیق و عنایت الهى، در انتخاب خود انسان و ورود او به میهمانسراى رمضان، نهفته است.
چرا از "به بند کشیده شدن شیاطین" بیبهره ایم؟
در چارچوب تحلیلى که گذشت ـ عدم سلطه شیاطین نسبت به انسان یا دست کم نسبت به روزهداران، در این ماه ـ سؤال اساسى دومى مطرح مىشود؛
غفلت و گناه روزهداران چگونه قابل توجیه است؟ تشریع کفّارههایى که براى درمان این حالتهاست چه معنایی دارد؟
سیّد ابن طاووس رحمهالله در تصویر این نکته مىگوید:
یکى از دینداران از من پرسید: «من از به بند کشیده شدن شیاطین بهره چندانى نمىبرم؛ چون همان حالت غفلت را که پیش از ماه رمضان داشتم، دارم و گویا فرقى نکرده است و با زنجیر شدن یاران شیطان، از آن کاسته نشده است...»11
دو پاسخ به این پرسش مىتوان داد:
1. شیطان، به تنهایى زمینهساز گناهان نیست.
این پاسخ، بر این نکته استوار است که خطاها و گناهانى که از انسان سر مىزند، تنها به شیطان و اغواگرى او مربوط نمىشود؛ بلکه دو منشأ اساسى دیگر هم دارد: نفْس امّاره، و زنگارهاى متراکمى که پیامد گناهان پیشیناند و دل را آلوده و سیاه ساختهاند.
در واقع، عنایت الهىاى که در ماه رمضان شامل انسان مىشود، تنها تأثیر عامل نخستین را که مربوط به شیطان است، از بین مىبرد؛ امّا دو عامل دیگر همچنان نقش ایفا مىکنند و جهت زمینهسازى براى انحراف انسان و سر زدن گناهان از او و غافل ماندن وى، کافىاند.
بر فرض که روزه بتواند همه کششهاى نفْس امّاره را بپوشاند و تأثیر آن را در کشاندن انسان به طرف خطاها و گناهان از بین ببرد، زنگارهاى متراکم از گناهان گذشته، کافىاند که براى روزهدار، خطرآفرین باشند و او را در معرض غفلت و گناه قرار دهند.
2. در بند بودن شیطانها، نسبى است.
از تحلیل گذشته روشن شد که زنجیرى که شیطان را به بند مىکشد، از خود روزه ماه رمضان فراهم مىشود و نه از چیز دیگرى. بنا بر این، هر چه روزه مستحکمتر و کاملتر باشد، زنجیرى که شیطان را به بند مىکشد و جلوى نفْس امّاره را مىگیرد، محکمتر خواهد بود و از میزان غفلت و انحرافهاى ناشى از آن، خواهد کاست.
بر این پایه، مىتوان گفت: روزه آنان که در ماه رمضان، گناهانى مرتکب مىشوند، روزه کاملى نیست.
در حقیقت این ما هستیم که با عنایت ویژه الهی در این ماه میتوانیم با اعمال خود شیطان را به بند بکشیم.انشاءالله
منبع: کتاب «ماه خدا»، مولف: محمد محمدی ری شهری،
همکار: رسول افقی، مترجم: جواد محدثی،
تحقیق: مرکز تحقیقات دارالحدیث
پاورقی
1. صحیح مسلم: 2 / 758 / 1، الموطّأ: 1 / 311 / 59، سنن النسائی: 4 / 126، مسند ابن حنبل: 3 / 277 / 8692، السنن الکبرى: 4 / 339 / 7906 کلّها عن أبی هریرة، کنز العمّال: 8 / 461 / 23662؛ فضائل الأشهر الثلاثة: 141 / 152 عن أبی سهل نافع بن مالک عن أبیه عن الإمام الباقر علیهالسلام عنه صلىاللهعلیهوآله.
2. الکافی: 4 / 157 / 2، تهذیب الأحکام: 3 / 59 / 201، کتاب من لا یحضره الفقیه: 2 / 160 / 2029، ثواب الأعمال: 92 / 9 کلّها عن علیّ بن أبی حمزة، بحار الأنوار: 96 / 372 / 57.
3. فضائل الأوقات للبیهقی: 37 / 45، سنن النسائی: 4 / 129 وفیه «وتغلّ فیه مردة الشیاطین»، مسند ابن حنبل: 3/ 8 / 7151 وص412 / 9502، المصنّف لابن أبی شیبة: 2 / 419 / 1؛ تهذیب الأحکام: 4 / 152 / 422 ولیس فیه «وتغلق فیه أبواب الجحیم»، الأمالی للمفید: 112 / 2 وص 301 / 1 کلّها عن أبی هریرة، نحوه بحار الأنوار: 96 / 366 / 41.
4. بحار الأنوار: 96 / 348 / 51 نقلاً عن القطب الراوندی فی النوادر، الأمالی للمفید: 230 / 3، فضائل الأشهر الثلاثة: 126 / 133؛ شعب الإیمان: 3 / 335 / 3695، فضائل الأوقات للبیهقی: 64 / 29، تاریخ دمشق: 52 / 291 کلّها عن ابن عبّاس نحوه، کنز العمّال: 8 / 586 / 24281.
5. سنن الترمذی: 3 / 66 / 682، سنن ابن ماجة: 1 / 526 / 1642، المستدرک على الصحیحین: 1/421/1532، السنن الکبرى: 4 / 500 / 8501، صحیح ابن حبّان: 8/222/3435، صحیح ابن خزیمة: 3 / 188 / 1883 کلّها عن أبی هریرة، کنز العمّال: 8 / 462 / 23664 و ص 469 / 23703؛ بحار الأنوار: 96 / 350 / 20 نقلاً عن القطب الراوندی فی النوادر.
6. إحیاء علوم الدین: 1 / 347؛ المحجّة البیضاء: 5 / 148، عوالى اللئالى: 1 / 273 / 97 و ص 325 / 66، بحار الأنوار: 70 / 42. و نیز بدون جمله: « فضیّقوا مجاریه بالجوع» در منابع زیر آمده است: صحیح البخارى: 6 / 2624 / 6750، سنن ابن ماجة: 1 / 566 / 1779، مسند ابن حنبل: 4 / 313 / 12593 و ص 568 / 14044، سنن الدارمى: 2 / 776 / 2680.
7. عیون الحکم و المواعظ: 494، غرر الحکم: 9944.
8. براى آگاهى بیشتر از این گونه روایات، ر. ک: ماه خدا ج 1ص 135، ص 137و ص 145.
9. إحیاء علوم الدین: 3 / 124؛ المحجّة البیضاء: 5 / 146.
10. إحیاء علوم الدین: 3 / 129؛ المحجَّة البیضاء: 5 / 154.
11. سیّد ابن طاووس، پنج جواب براى این سؤال بیان مىکند که هیچ کدام قانعکننده نیست، مگر پاسخ اخیر که همراه با توضیحاتى در متن مىآید (ر. ک: الإقبال: 1 / 73).
«إِنَّآ أَنزَلناهُ فِى لَیْلَةِ الْقَدْرِ»؛ ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.
سخن درباره شب قدر است؛ شب شکوهمند به سبب نزول قرآن؛ شبى که والاترین و پر برکتترینِ شبهاى سال به شمار مىرود؛ شبى بزرگ که پیامبر خدا آن را چنین ستوده است:
شَهرُ رَمَضانَ سَیِّدُ الشُّهورِ، و لَیلَةُ القَدرِ سَیِّدَةُ اللَّیالى؛1
ماه رمضان، سَرور ماهها و شب قدر، سَرور شبهاست.
جایگاه والاى این شب و نقش رساى آن در میهمانسراى الهى و بهرهورى از برکات و دستآوردهاى این ضیافت الهى، تا آن جاست که امام صادق علیهالسلام آن را «قلبِ» این ماه نامیده است:
قَلبُ شَهرِ رَمَضانَ لَیلَةُ القَدرِ؛2
قلب ماه رمضان، شب قدر است.
کسى که بخواهد ماه رمضان براى او ماهى زنده، با نشاط، حیاتآفرین و سرشار و پربار باشد، باید از این قلب، مواظبت کند. مراقبت از این قلب، ممکن است سرنوشتساز و بیمهکننده همه عمر انسان باشد، که« لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ؛ شب قدر، بهتر از هزار ماه است».
براى شناخت قلب ماه رمضان و به خاطر دست یافتن به دستآوردهاى خوب این شب عظیم و پرثمر، نکاتى را که برگرفته از رهنمودههاى روشنگر و زندگىساز اهل بیت علیهمالسلام است، تقدیم مىداریم:
یکم. معناى شب قدر
آیه شریف«وَ مَآ أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ؛ و تو چه دانى که شب قدر چیست؟»، به روشنى بر این نکته دلالت دارد که دست یافتن به معناى حقیقى شب قدر، بسیار دشوار و فراتر از سطح ادراک تودههاى مردم است. روشن است که وقتى مخاطب این آیه، پیامبر صلىاللهعلیهوآله باشد، پرسش موجود در آیه، نشاندهنده عظمت و ارج شب قدر است؛ چرا که مفهوم شب قدر، هرگز بر شخصیّتى عظیم که قرآن بر دل پاک او فرود آمده و جان او جایگاه شب قدر است، و فرشتگان الهى در آن شب براى سامانبخشى به امور جهان و تقدیر هستى نزد او مىآیند، ناشناخته نیست.
افزون بر این، فراهم آمدن زمینه شناخت و شهود حقیقت شب قدر (هر چند اندک) براى شمارى از اهل سیر و سلوک ـ که با بهرهگیرى از تعالیم اهل بیت علیهمالسلام3 در این زمینه، به آن رسیدهاند ـ گویاى این حقیقت است.
عالم ربّانى آیة اللّه میرزا جواد آقا ملکى تبریزى رحمهالله در پاسخ این سؤال که: «معناى دیدار شب قدر و لذّت آن چیست؟»، مىگوید:
دیدار شب قدر، عبارت است از: کشف فرود آمدن امر آسمانى به زمین در این شب، آن گونه که براى امام زمان علیهالسلام آشکار مىشود.4
دیدن آن حقیقت و توفیق یافتن به این دیدار و شهود، کارى بس عظیم و والاست، همان گونه که امام صادق علیهالسلام آن را چنین توصیف فرموده است:
إنَّ القَلبَ الَّذى یُعایِنُ ما یُنزَلُ فى لَیلَةِ القَدرِ لَعَظیمُ الشَّأنِ؛5
دلى که آنچه را در شب قدر فرود آورده مىشود، مىبیند، بسى والاست.
امّا اسلام، مردم را در همین سطح به خود وا نگذارده است و براى آن که توده مردم نیز شناختى اجمالى از معناى شب قدر دریابند، روایات دینى، تصویرى از آن حقیقت را در ضمن بیان ویژگىها و فضایل آن شب ارائه دادهاند که به نمونههایى از آنها در ادامه اشاره مىشود.
دوم. ویژگىهاى شب قدر
الف ـ تقدیر سالانه اموردر بسیارى از روایات، به عنوان نخستین ویژگى شب قدر، بر این تأکید شده است که تقدیر امور مردم و سامانبخشى اوضاع و احوال آنان در طول سال، در این شب رقم زده مىشود؛ شبى که سرنوشت و فیصلهیافتن همه کارهایى که تا سال آینده پیش خواهد آمد، در این شب فرود مىآید.
به نمونهای از این روایات دقت کنید:
1. حُمران: از امام باقر علیهالسلام درباره سخن خداوند: «إِنَّـآ أَنزَلْنَـهُ فِى لَیْلَةٍ مُّبَـرَکَةٍ» پرسیدم، فرمود:
نَعَم، هِیَ لَیلَةُ القَدرِ.... یُقَدَّرُ فی لَیلَةِ القَدرِ کُلُّ شَیءٍ یَکونُ فی تِلکَ السَّنَةِ إلى مِثلِها مِن قابِلٍ مِن خَیرٍ أو شَرٍّ، أو طاعَةٍ أو مَعصِیَةٍ، أو مَولودٍ أو أجَلٍ أو رِزقٍ، فَما قُدِّرَ فی تِلکَ اللَّیلَةِ وقُضِیَ فَهُوَ مِنَ المَحتومِ وللّهِِ فیهِ المَشِیَّةُ؛6
آرى. آن، شب قدر است.... در آن شب، هر چیز نیک و بدى که در آن سال تا سال آینده خواهد شد و هر طاعت یا معصیتى، یا هر نوزاد یا اَجَل یا روزىاى، مقدّر مىشود. پس، آنچه در آن شب، مقدّر و حتمى شود، قطعى است و مشیّت خدا در همان است.
2. امام باقر علیهالسلام درباره این آیه: «وَ لَن یُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَآءَ أَجَلُهَا»7 میفرمایند:
إنَّ عِندَاللّهِ کُتُبا مَرقومَةً8 یُقَدِّمُ مِنها ما یَشاءُ، ویُؤَخِّرُ ما یَشاءُ، فَإِذا کانَ لَیلَةُ القَدرِ أنزَلَ اللّهُ فیها کُلَّ شَیءٍ یَکونُ إلى لَیلَةٍ مِثلِها، فَذلِکَ قَولُهُ: «وَ لَن یُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَآءَ أَجَلُهَا» إذا أنزَلَهُ وکَتَبَهُ کُتّابُ السَّماواتِ، وهُوَ الَّذی لا یُؤَخِّرُهُ؛9
نزد خداوند، نامههاى نوشته شدهاى است که از آنها آنچه را بخواهد، جلو یا عقب مىاندازد. چون شب قدر فرا برسد، خداوندْ هر چه را تا شب قدر آینده خواهد شد، نازل (مقدّر) مىکند. این، همان سخن خداست که: « وقتى اَجَل کسى فرا رسد، خداوند، آن را تأخیر نمىاندازد». وقتى که اَجَل کسى را نازل کرد و نگارندگان آسمانها آن را نگاشتند، دیگر آن را عقب نمىاندازد.
3. امام باقر علیهالسلام:
یُقَدَّرُ فی لَیلَةِ القَدرِ کُلُّ شَیءٍ یَکونُ فی تِلکَ السَّنَةِ إلى مِثلِها مِن قابِلٍ مِن خَیرٍ أو شَرٍّ، أو طاعَةٍ أو مَعصِیَةٍ، أو مَولودٍ أو أجَلٍ أو رِزقٍ، فَما قُدِّرَ فی تِلکَ اللَّیلَةِ وقُضِیَ فَهُوَ مِنَ المَحتومِ وللّهِِ فیهِ المَشِیَّةُ؛10
در شب قدر، هر چه در آن سال تا شب قدر آینده (از: خیر و شرّ یا اطاعت و معصیت، یا مولود و مرگ و یا روزى) خواهد شد، مقدّر مىگردد. پس، آنچه در آن شب، مقدّر و حتمى گردد، از امور قطعى خواهد بود و خواست خداوند، همان است.
شاید نزول قرآن در شب قدر نیز به لحاظ همین جهت باشد؛ کتابى که برنامه زندگى انسان را ارائه مىکند.
از همین جاست که انسان مىتواند با بهرهگیرى از برنامهاى که قرآن آن را ترسیم نموده، سرنوشت خود و زندگىاش را در شب قدر عوض کند و براى سال آینده خویش، بهترین سرنوشت و براى خویش سودمندترین کسب و کار را تحقّق بخشد.
در اینجا دو مطلب مهم است که شایان توجّهاند:
مطلب اوّل. رقم خوردن سرنوشت انسان در شب قدر، در چارچوب مقدّرات او در علم ازلى خداوند است. به دیگر سخن، به گفته روایات اهل بیت علیهمالسلام، آنچه در علم حضرت حق، در طول سال براى مردمْ مقدّر است، به صورت برنامهاى نوشته شده آشکار مىشود که فرشتگان، آن را مىنویسند و به امام عصر علیهالسلام تحویل مىدهند. و این، به تناسب کارى است که انسان در شب قدر انجام مىدهد.
مطلب دوم. بر اساس شمارى از روایات، تعیین سرنوشت انسان در شب قدر و رقم خوردن آنچه در یک سال کامل بر او خواهد گذشت، به معناى آن نیست که او به طور کامل در برابر این سرنوشت، بىاختیار باشد، بدان سان که براى تغییر آن، هیچ کارى از او بر نیاید؛ بلکه مىتواند در سایه دعا و توسّل و با کارهاى شایسته، مقدّرات حتمى خود در شب قدر را نیز تغییر دهد. از این رو، امام باقر علیهالسلام فرموده است:
فَما قُدِّرَ فى تِلک اللَّیلَةِ وقُضِىَ فَهُوَ مِنَ المَحتُومِ وللّهِِ عز و جل فیهِ المَشِیَّةُ؛11
آنچه در آن شب، مقدّر و معیّن شده، حتمى است و خدا مىتواند در آنها، آن گونه که بخواهد، عمل کند.
با توجّه به ساختار و مضمون این گونه روایات12 و افزودن آن به ادلّه قطعى، که بر «اجابت دعا در طول سال بخصوص در عرفات و حرمهاى مطهّر» دلالت دارند، نمىتوان ظاهر برخى روایات را پذیرفت که: مقدّرات شب قدر، هرگز تغییریافتنى نیست.13
ب ـ آغاز سالپر واضح است که آغاز سال، به اعتبارهاى مختلف، متفاوت است. برخی از روایات «شب قدر» را آغاز سال مىدانند، مانند:
امام صادق علیهالسلام: لَیلَةُ القَدرِ هِیَ أوَّلُ السَّنَةِ، وهِیَ آخِرُها؛14
شب قدر، آغاز سال و پایان آن است.
امام صادق علیهالسلام: رَأسُ السَّنَةِ لَیلَةُ القَدرِ، یُکتَبُ فیها ما یَکونُ مِنَ السَّنَةِ إلَى السَّنَةِ؛15
سرِ سال، شب قدر است. در آن شب، آنچه از این سال تا سال آینده خواهد شد، نوشته مىشود.
این روایات به اعتبار سال برنامهریزى امور مردم و سامانبخشى وضع آنان و آنچه پیش خواهد آمد، صادر شدهاند. با همین اعتبار، شب قدر، پایان سال نیز به شمار مىرود؛ یعنى پایان سالِ برنامهریزى شدهاى که سپرى شده و اوّل سال برنامهریزىشده نو است.
ج ـ اختصاص داشتن به امام زمانسومین ویژگى شب قدر، این است که خداى سبحان، کاملترین و شایستهترین و برترین انسان را از برنامهریزى و حکم خود، آگاه مىسازد.
تفسیر القمّى، در ذیل آیه «تَنَزَّلُ الْمَلَـائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیهَا»، چنین آوردهاست:تَنَزَّلُ المَلائِکةُ و روحُ القُدُسِ عَلى إمامِ الزَّمانِ، و یَدفَعونَ إلَیهِ ما قَد کَتَبوهُ مِن هذِهِ الاُمورِ؛16
فرشتگان و روح القُدُس بر امام زمان فرود مىآیند و از این امور، آنچه را نوشتهاند، به او تقدیم مىکنند.
این نکته، هر چند که با صراحت به امام معصوم نسبت داده نشده؛ لیکن جمعبندى مضمون همه روایاتى است که در این زمینه آورده شده است.
به این روایات دقت کنید:
امام جواد علیهالسلام: إنَّ أمیرَ المُؤمِنینَ علیهالسلام قالَ لاِبنِ عَبّاسٍ: إنَّ لَیلَةَ القَدرِ فی کُلِّ سَنَةٍ، وإنَّهُ یَنزِلُ فی تِلکَ اللَّیلَةِ أمرُ السَّنَةِ، ولِذلِکَ الأَمرِ وُلاةٌ بَعدَ رَسولِ اللّهِ صلىاللهعلیهوآله. فَقالَ ابنُ عَبَّاسٍ: مَن هُم؟ قالَ علیهالسلام: أنَا وأحَدَ عَشَرَ مِن صُلبی أئِمَّةٌ مُحَدَّثونَ؛17
امیر مؤمنان علیهالسلام به ابن عبّاس فرمود: شب قدر، در هر سال هست. در آن شب، برنامه سال، فرود مىآید و پس از پیامبر خدا، آن برنامه را عهدهدارانى است. ابن عبّاس گفت: آنان کیاناند؟ امیر مؤمنان علیهالسلام فرمود: من و یازده نفر از نسل من، پیشوایانى مُحدَّث [که از عالم غیب با آنان سخن گفته مىشود].
امام باقر علیهالسلام: لاتَخفى عَلَینا لَیلَةُ القَدرِ، إنَّ المَلائِکَةَ یَطوفونَ بِنا فیها؛18
شب قدر بر ما پوشیده نمىمانَد. فرشتگان در آن شب، گِرد ما مىچرخند.
پس مىتوان گفت: از ویژگىهاى شب قدر، اختصاص داشتن آن به امام مهدى ـ عجّل اللّه فرجه ـ است.
از این رو، توسّل به آن امام در این شب خاص، نقش مؤثّرى در گشایش کارهاى انسان و گشودن آفاق در پیش او دارد و مىتواند سرنوشت او را در جهتى که دستآوردهاى بیشترى را در سال آینده نصیب او سازد، تنظیم کند.
د ـ بهتر از هزار ماه!
به تصریح قرآن کریم، «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ؛ شب قدر، بهتر از هزار ماه است»، و این نشانگر استثنایى بودن این برهه خاصّ زمانى و برکاتى است که در بر دارد، به نحوى که کار شایسته در آن، با کار شایسته در عمرى طولانى (بیش از هشتاد سال) برابر است. از این رو، در تفسیر این آیه آمده است:العَمَلُ الصّالِحُ فیها مِنَ الصَّلاةِ وَالزَّکاةِ وأنواعِ الخَیرِ، خَیرٌ مِنَ العَمَلِ فى ألفِ شَهرٍ لَیسَ فیها لَیلَةُ القَدرِ؛19
کار شایسته در آن شب (از قبیل: نماز، زکات و انواع نیکىها) بهتر از عمل در هزار ماهى است که شب قدر نداشته باشد.
این برکات گسترده و سرشار شب قدر، تفسیرکننده تأکید و تشویق پیامبر صلىاللهعلیهوآله و امامان است که مسلمانان را بر بهره بردن از لحظه لحظه شب قدر فرا خواندهاند.
سیره معصومین علیهمالسلام در چنین شبهایی خود گویای اهمیت موضوع است. به گوشههایی از سیره این بزرگان توجه کنید:
الف. نهی پیامبر صلىاللهعلیهوآله از خوابیدن در شب بیست و سوم
امام باقر علیهالسلام: إنَّ رَسولَ اللّهِ صلىاللهعلیهوآله نَهى أن یُغفَلَ عَن لَیلَةِ إحدى وعِشرینَ، وعَن لَیلَةِ ثَلاثٍ وعِشرینَ، ونَهى أن یَنامَ أحَدٌ تِلکَ اللَّیلَةَ؛20
پیامبر خدا نهى کرد که از شب بیست و یکم و شب بیست و سوم، غفلت شود و نهى کرد که کسى در آن شب بخوابد.
ابو نعیم در کتاب الصیام و القیام، با سند خویش نقل کرده است که: أنَّ النَّبِیَّ صلىاللهعلیهوآله کانَ یَرُشَّ عَلى أهلِهِ الماءَ لَیلَةَ ثَلاثٍ وعِشرینَ، یَعنی مِن شَهرِ رَمَضانَ؛21
پیامبر صلىاللهعلیهوآله شب بیست و سوم ماه رمضان، بر [ صورت] خانوادهاش، آب مىپاشید.
ب. اهتمام حضرت زهرا علیهاالسلام بر بیدار نگهداشتن اهل خانه در شب قدر
دعائم الإسلام: کانَت فاطِمَةُ علیهاالسلام لا تَدَعُ أحَداً مِن أهلِها یَنامُ تِلکَ اللَّیلَةَ [اللَّیلَةَ الثّالِثَةَ وَالعِشرینَ] وتُداویهِم بِقِلَّةِ الطَّعامِ، وتَتَأَهَّبُ لَها مِنَ النَّهارِ، وتَقولُ: مَحرومٌ مَن حُرِمَ خَیرَها؛22
فاطمه علیهاالسلام نمىگذاشت که کسى از خانوادهاش در آن شب (شب بیست و سوم) بخوابد و [ خواب] آنان را با کم خوردن درمان مىکرد و از روز براى آن شب، آماده مىشد و مىفرمود: محروم، کسى است که از خیر آن بىبهره بماند.
ج. شبزندهداری امام صادق علیهالسلام با حالت مریضی سخت
الأمالى به نقل از یحیى بن علاء: کانَ أبو عَبدِاللّهِ علیهالسلام مَریضا دَنِفا فَأَمَرَ، فَاُخرِجَ إلى مَسجِدِ رَسولِ اللّهِ صلىاللهعلیهوآله، فَکانَ فیهِ حَتّى أصبَحَ لَیلَةَ ثَلاثٍ وعِشرینَ مِن شَهرِ رَمَضانَ؛23
امام صادق علیهالسلام سخت بیمار بود. دستور داد او را به مسجد پیامبر خدا بردند. آن جا بود، تا صبح شبِ بیست و سوم ماه رمضان.
آرى! کسى که از نعمت ایمان به قرآن برخوردار است و مىداند که عمل در یک شب، از نظر برکات، برابر با حیات جاوید او و بهرهمندى در طول حیات ابدى است، نمىتواند این فرصت گرانبها و موهبت بىنظیر را رایگان از دست بدهد.
سوم. تداوم شب قدر
بررسى آیات سوره قدر و تأمّل در روایات دینى، نشان مىدهند که شب قدر، ویژه زمان نزول قرآن و دوران پیامبر صلىاللهعلیهوآله نیست؛ بلکه همیشگى است و از آغاز آفرینش انسان بوده و تا پایان جهان و وجود انسان در آن نیز تداوم خواهد داشت؛ به چند دلیل:
یکم. شب قدر، ظرف نزول قرآن است و ظرف باید پیش از مظروف وجود داشته باشد.
دوم. در سوره قدر، فعل مضارع «تَنَزَّلُ (فرود مىآیند)» به کار رفته و بر استمرار، دلالت مىکند. نیز جمله اسمیه:« سَلَـمٌ هِىَ حَتَّى مَطْـلَعِ الْفَجْرِ؛ آن شب تا دمیدن سپیده، ایمن است»، مفهوم تداوم دارد.
سوم. قرآن کریم بارها تأکید کرده که سنّت الهى در تدبیر جهان، تغییرناپذیر است.24 از این رو، این سنّت الهى که مربوط به تدبیر امور انسانها و سرنوشت آنان است، همه امّتها و اقوام گذشته و حال و آینده را در بر مىگیرد.
چهارم. روایات فراوان (شاید در حدّ تواتر)، تداوم شب قدر را پس از پیامبر خدا مىرسانند. شمارى از این روایات، استمرار این شب را از آغاز خلقت و همراه انسان تا پایان عمر جهان، تأیید مىکنند.
امام باقر علیهالسلام: لَقَد خَلَقَ اللّهُ جَلَّ ذِکرُهُ لَیلَةَ القَدرِ أَوَّلَ ما خَلَقَ الدُّنیا، وَلَقَد خَلَقَ فیها أَوَّلَ نَبِیٍّ یَکونُ، وَأَوَّلَ وَصِیٍّ یَکونُ، وَلَقَد قَضى أَن یَکونَ فی کُلِّ سَنَةٍ لَیلَةً یَهبِطُ فیها بِتَفسیرِ الاُمورِ إلى مِثلِها مِنَ السَّنَةِ المُقبِلَةِ؛25
خداوند ـ که یادش بزرگ باد ـ نخستین دورانى که دنیا را آفرید، شب قدر را هم آفرید. نیز در آن شب، اوّلین پیامبر و اوّلین جانشین پیامبر را آفرید و مقدّر کرد که در هر سال، شبى باشد که در آن شب، تفسیر کارها را تا سال آینده فرود آورد.
المستدرک به نقل از ابوذر: قُلتُ: یا رَسولَ اللّهِ، تَکُونُ [لَیلَةُ القَدرِ] مَعَ الأنبِیاءِ ما کانوا فَإذا قُبِضَ الأنبِیاءُ رُفِعَت أم هِیَ إلى یَومِ القیامَةِ؟ قالَ: بَل هِیَ إلى یَومِ القیامَةِ؛26
گفتم: اى پیامبر خدا! تا پیامبران هستند، شب قدر با آنان است. وقتى پیامبران مىمیرند، آیا شب قدر برداشته مىشود، یا تا روز قیامت هست؟ حضرت فرمودند: آن شب، تا روز قیامت هست.
پس، آنچه در تفسیر الدرّ المنثور، از پیامبر صلىاللهعلیهوآله روایت شده که: «خداوند، شب قدر را به امّت من بخشید و آن را به پیشینیان عطا نکرده بود»، علاوه بر ضعف سند، در برابر قرائن و دلایل گذشته، قابل اعتماد نیست.
چهارم. تعیین شب قدر
قرآن کریم، از یک سو، نزول قرآن را در ماه رمضان مىداند:
«شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِى أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ؛ ماه رمضان، ماهى که قرآن در آن نازل شده است»
و از سویى با صراحت، نزول آن را در شب قدر مىداند:
«إِنَّـآ أَنزَلْنَـهُ فِى لَیْلَةِ الْقَدْرِ؛ آن را در شب قدر نازل کردیم».
مقتضاى جمع میان این دو آیه، آن است که شب قدر، حتما در ماه رمضان باشد.
این، در حالى است که در روایات اهل سنّت، در بیان این که شب قدر، کدام شب از شبهاى ماه رمضان است، اختلافات فراوانى است، به گونهاى که جمع میان آنها ممکن نیست.27
روایاتى که از اهل بیت علیهمالسلام در تعیین شب قدر نقل شده، به پنج دسته قابل تقسیماند:
دسته اوّل. روایاتى که شب قدر را در دهه آخر ماه رمضان تعیین مىکنند.
امام على علیهالسلام: سُئِلَ رَسولُ اللّه صلىاللهعلیهوآله عَن لَیلَةِ القَدرِ، فَقالَ: اِلتَمِسوها فی العَشرِ الأواخِرِ مِن شَهرِ رَمَضانَ؛28
از پیامبر خدا درباره شب قدر پرسیدند. فرمود: آن را در دهه آخر ماه رمضان بجویید.
دسته دوم. روایاتى که مىگویند: شب قدر را در یکى از سه شبِ: نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم بجویید.
حَسّان بن ابى على: از امام صادق علیهالسلام درباره شب قدر پرسیدم، فرمود: اُطلُبها فی تِسعَ عَشرَةَ، وإحدى وعِشرینَ، وثَلاثٍ وعِشرینَ؛29
آن را در [ شب: ] نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم بجوى.
دسته سوم. روایاتى که مىگویند: شب قدر، در یکى از دو شبِ بیست و یکم و بیست و سوم است.
حسّان بن مهران: از امام صادق علیهالسلام درباره شب قدر پرسیدم، فرمود: اِلتَمِسها فی لَیلَةِ إحدى وعِشرینَ، أو لَیلَةِ ثَلاثٍ وعِشرینَ؛30
آن را در شب بیست و یکم یا شب بیست و سوم بجوى.
دسته چهارم. روایاتى که شب بیست و سوم را به طور معیّن، شب قدر مىدانند.
پیامبر خدا صلىاللهعلیهوآله: لَیلَةُ القَدرِ لَیلَةُ ثَلاثٍ وعِشرینَ؛31
شب قدر، شب بیست و سوم است.
دسته پنجم. روایاتى که دلالت مىکنند بر این که شبهاى: نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم، هر کدام به گونهاى در تعیین سرنوشت انسانها و امور آنان نقش دارد؛ ولى نقش اساسى و نهایى، مربوط به شب بیست و سوم است.
امام صادق علیهالسلام: التَّقدیرُ فی لَیلَةِ تِسعَ عَشرَةَ، والإبرامُ فی لَیلَةِ إحدى وعِشرینَ، وَالإِمضاءُ فی لَیلَةِ ثَلاثٍ وعِشرینَ؛32
سرنوشت (مُقَدَّر شدن)، در شب نوزدهم است و محکم ساختن، در شب بیست و یکم و امضا (حتمىسازى)، در شب بیست و سوم.
جمعبندیتأمّل در این پنج دسته از روایات، نشان مىدهد که نه تنها میان آنها تعارضى نیست، بلکه مؤیّد یکدیگرند.
توضیح، این که: از دید روایات اهل بیت علیهمالسلام و شمار قابل توجّهى از روایات اهل سنّت، شب قدر، شب بیست وسوم است. از این رو، ابن بابویِه صدوق (م 381 ق) مىفرماید:
اتّفق مشایخنا رضی الله عنهم [فی لیلة القدر] على أنّها اللیلة الثالثة والعشرون من شهر رمضان؛33
بزرگان ما درباره شب قدر، همه یکسخناند که: شب بیست و سوم ماه رمضان است.
روایات دسته اوّل، دوم و سوم که براى درک فضیلت شب قدر، به احیا و کارهاى خوب در دهه آخر ماه رمضان توصیه دارند، همچنین روایاتى که به اِحیاى شبهاى: نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم سفارش دارند، همگى به دو نکته بر مىگردند:
نخست. مسلمانان از شبزندهدارى شبهاى ماه رمضان، بیشترین بهره را از عطایا و دستاوردهاى آن داشته باشند. از این رو، در روایتى که رازِ پوشیده بودن شب قدر را میان شبها بیان مىکند، آمده است:
إنَّ اللّهَ إنَّما یَستُرُها عَنکم نَظَرا لَکم؛34
خداوند، آن را از شما پنهان داشته تا عنایت بیشترى به شما کند.
دوم. گرچه شب قدر شب بیست و سوم است، امّا به آن معنا نیست که آن دو شب، دیگر هیچ نقشى نداشته و در تقدیر امور و سرنوشت انسان، بىاثر باشند.
پنجم. شب قدر در مناطق مختلف
یکى از مسائل مهم درباره شب قدر، این است که: آیا شب قدر در مناطق مختلف، یکى است یا متفاوت است؟ بررسى این موضوع، به چند نظریّه مىانجامد که به آنها اشاره مىشود:
1. نظریّه منسوب به مشهور فقهاى شیعه که معتقدند آغاز ماههاى قمرى در همه شهرها، یکسان نیست؛ بلکه اتّحاد اُفق35 شرط ثبوت هلال است.
بنا بر این نظریّه، شب قدر، در همه مناطق و شهرها یکى نخواهد بود.
2. شمارى از محقّقان36 بر این عقیدهاند که آغاز ماههاى قمرى، در همه مناطق، یکى است و اگر در یک منطقه، هلال ماه رمضان دیده شود، در مناطق دیگر هم ماه رمضان آغاز مىشود.37
بر اساس این نظریّه، شب قدر در همه مناطق، یک شب معیّن خواهد بود.
3. شب قدر، عبارت است از: یک دوره کامل شب در همه کره زمین. پس فرقى نیست که آغاز ماههاى قمرى در همه مناطق و سرزمینها، یکى باشد یا مختلف.
توضیح، آن که: «شب، همان سایه نیمکره زمین است که بر نیمکره دیگر مىافتد و مىدانیم این سایه، همراه با گردش زمین در حرکت است و یک دوره کامل آن، در بیست و چهار ساعت انجام مىشود.
بنا بر این، ممکن است شب قدر، یک دوره کامل شب به دور زمین باشد؛ به این معنا که مدّت بیست و چهار ساعت تاریکى (که تمام نقاط زمین را زیر پوشش خود قرار مىدهد) شب قدر است که آغاز آن از یک نقطه شروع مىشود و در نقطهاى دیگر پایان مىگیرد».38
بر این اساس، جدا کردن حکم شب قدر از حکم روز اوّل ماه، درست نیست، که اگر استدلال نظریّه سوم را بپذیریم و شب قدر را یک «بیست و چهار ساعت» بدانیم، با همین محاسبه مىتوان نسبت به روز اوّل ماه نیز برخورد کرد و آن را در همه مناطق و سرزمینها یکى شمرد، بخصوص که اطلاق روایات هم مؤیّد این مىشود. در نتیجه، این نظریّه با نظریّه دوم یکى مىشود.
بارى! به نظر ما، نظریّه دوم، به ظواهر قرآن و احادیث و به مقتضاى عقل و اعتبار، نزدیکتر است. و افزون بر همه استدلالهایى که براى تعیّن و وحدت لیلة القدر شده، مىتوان گفت که اهمّیت فوق العاده این شب بزرگ، اقتضا مىکرد که اهل بیت علیهمالسلام ـ بخصوص هنگامى که در اثر فتوحات بزرگ، اسلام تا اقصى ممالک جهان پیشرفت کرده بود ـ متعدّد بودن شب قدر را تذکّر دهند.
لیکن با این حال، با عنایت به نظریه مشهور، رعایت احتیاط، بىتردید، موجب بهرهگیرى بیشتر از برکات ماه رمضان خواهد شد.
و خوشا آنان که از این نعمت برخوردارند که براى شناخت و تعیین شب قدر، نیازى به این گونه حرفها ندارند و با چشم دل، حقایق شب قدر و فرود فرشتگان و «روح» را مىبینند و از برکات آن به بهترین شکل، بهرههاى سرشار مىبرند. نعمتى که اینان از آن برخوردارند، تنها شناخت شب قدر نیست؛ بلکه در تعیین اوّل ماه نیز چنیناند و نیازى به استهلال و گواهىِ شاهدان و بهرهگیرى از ابزار علمى و نجومى ندارند.
عارف بزرگوار و فقیه وارسته، سیّد ابن طاووس رحمهالله، این حالت را چنین توصیف مىکند:
بدان که وقتى خداوند بخواهد مراد خود را به بندگانش بفهماند، راه، آن منحصر به ادراک عقلى یا نگاه شرعى نیست؛ چرا که خداوند، قدرت ذاتى دارد و مىتواند هر چه را هر وقت اراده کند، به بندگانش بشناساند.
من، کسى را به یقین مىشناسم که اوّل ماهها را مىداند، بىآن که به هلال بنگرد، یاشاهدانْ پیش او گواهى دهند، یا به روایاتى که گذشت عمل کند، یا به سخن منجّم یا به استخاره یا به گفته اهل عدد و یا به خواب تکیه کند؛ بلکه او بر اساس فضل پروردگار جهان ـ که به او فروغ خرد بخشیده است، بى آن که خواسته باشد؛ و علم به بدیهیّات را به او عطا کرده، بى آن که آن را طلبیده باشد ـ مىداند؛ لیکن تنها خودِ او مکلّف به آن یقینى است که به نحو معیّن به آن رسیده است.39
به نظر مىرسد که در متن یاد شده، اشاره سیّد ابن طاووس به خودش باشد و براى پرهیز از خودستایى، به آن تصریح نکرده است.
ششم. بهترین اعمال در شب قدر
محدّث بزرگوار، ابن بابویه رحمهالله در مجلس 93 از کتاب الأمالى، پس از بیان نوافل شبهاى ماه رمضان و صد رکعت نماز براى هر یک از شبهاى بیست و یکم و بیست و سوم، مىگوید: ومن أحیا هاتین اللیلتین بمذاکرة العلم فهو أفضل؛40
هر کس این دو شب را با گفتگوى علمى احیا بدارد، بهتر است.
به نظر مىرسد که این مطلب، برگرفته از سخن پیامبر خدا به ابوذر است که در آن، برترى علم را بر عبادت به تفصیل، بیان، و در پایان آن فرموده است:
یا أبا ذَرٍّ الجُلوسُ ساعَةً عِندَ مُذاکرَةِ العِلمِ خَیرٌ لَک مِن عِبادَةِ سَنَةٍ صِیامِ نَهارِها وَقِیامِ لَیلِها؛41
اى ابو ذر! یک ساعت نشستن براى گفتگوى علمى براى تو، از عبادت یک سال که روزش را روزه بدارى و شبش را به نماز بِایستى، بهتر است.
افزون بر این حدیث، منابع حدیثى، روایات بىشمارى از اهل بیت علیهمالسلام را نقل کردهاند که مىرساند آموختن دانش، به مراتب، برتر از عبادت است؛42 لیکن براى روشنتر شدن این موضوع، توجّه به چند مطلب ضرورى است:
الف ـ کدام علم و کدام عبادت؟
از دیدگاه فقهى، «آموختن علم»، احکام پنجگانه را دارد و بررسى متن احادیث فراوانى که علم را برتر از عبادت مىدانند، به روشنى مىرساند که مقصود، برترى آموختن واجب یا مستحب بر عبادات مستحب است.
ب ـ نقش عبادت در پیدایش نور علم
از نگاه متون اسلامى، عبادات، نقشى بنیادى در پیدایش و تداوم فروغ علم دارند. از این رو، هدف احادیثى که علم را برتر از عبادت مىدانند، تضعیف یا انکار نقش سازنده عبادت در کنار علم نیست؛ بلکه تأکید بر همراه ساختن عبادت با علم و برحذر داشتن از عبادتِ ناآگاهانه است که نه تنها بىارزش، بلکه خطرآفرین است.
ج ـ سیره اهل بیت علیهمالسلام
بررسى و تأمّل در سیره عملى اهل بیت علیهمالسلام درباره شب قدر و عنایت ویژه آنان به عبادت و ذکر در شبهاى: نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم، و توجّه به رهنمودها و سفارشهایى که به بهرهگیرى بیشتر از این شبها داشتهاند، همگى به روشنى نشان مىدهند که این شبها، جز در موارد استثنایى، باید صرف عبادت و ذکر و نیایش و اُنس با خداى سبحانشوند.
البتّه این، بدان معنا نیست که نتوان بخشى از شب قدر را به تألیف43 یا بیان معارف و علومى پرداخت که سطح آگاهى و معرفت مردم را بالا مىبرد؛ بلکه مقصود، هشدار دادن به این نکته است که به بهانه و به استناد روایاتى که علم را بر عبادات ترجیح مىدهند، نباید در شب قدر، از برکات اُنس با خداوند و بهره بردن از تضرّع در پیشگاه او، غافل شد.
منبع: کتاب «ماه خدا ج2»، مولف: محمد محمدی ری شهری،
همکار: رسول افقی، مترجم: جواد محدثی،
تحقیق: مرکز تحقیقات دارالحدیث
پاورقی
1. بحار الأنوار: 40 / 54 / 89.
2. ر. ک: الکافى: 4 / 66 / 1.
3. ر. ک: ماه خدا ج2، ص 795 و ص 797.
4. المراقبات: 137.
5. بصائر الدرجات: 223 / 14، تأویل الآیات الظاهرة: 2 / 827 / 16، بحارالأنوار: 97 / 20 / 45.
6. ثواب الأعمال: 92 / 11، الکافی: 4 / 157 / 6، کتاب من لا یحضره الفقیه: 2 / 158 / 2024 کلاهما نحوه، بحار الأنوار: 97 / 19 / 41.
7. المنافقون: 11.
8. المرقوم: المکتوب (مجمع البحرین: 2 / 725).
9. تفسیر القمّی: 2 / 371 عن أبی بصیر، بحار الأنوار: 97 / 13 / 21.
10. ثواب الأعمال: 92 / 11، الکافی: 4 / 157 / 6، کتاب من لا یحضره الفقیه: 2 / 158 / 2024 کلاهما نحوه، بحار الأنوار: 97 / 19 / 41.
11. همان.
12. ر. ک: ماه خدا، ج2، ص 747، ح 620 و ص 753، ح 629.
13. ر. ک: ماه خدا، ج2، ص 747، ح 619 و ص 753، ح 628.
14. الکافی: 4 / 160 / 11، کتاب من لا یحضره الفقیه: 2 / 156 / 2021، الخصال: 519 / 7 کلّها عن رفاعة، الإقبال: 1 / 33، روضة الواعظین: 381، بحار الأنوار: 97 / 16 / 31.
15. تهذیب الأحکام: 4 / 332 / 1042 عن رفاعة، وانظر علل الشرایع: 270 / 7 و عیون أخبار الرضا علیهالسلام: 2 / 116 / 1.
16. تفسیر القمّی: 2 / 431، بحارالأنوار: 97 / 14 / 23..
17. الکافی: 1 / 532 / 11 و ص 247 / 2، الإرشاد: 2 / 346، الغیبة للطوسی: 142 / 106، الخصال: 479 / 47، کمال الدین، 304 / 19، إعلام الورى: 2 / 172، کفایة الأثر: 221 کلّها عن الحسن بن العبّاس، بحارالأنوار: 97 / 15 / 25.
18. تفسیر القمّی: 2 / 290، عن أبی المهاجر، بصائر الدرجات: 221 / 5 عن أبی الهذیل، بحار الأنوار: 97 / 13 / 19.
19. ثواب الأعمال: 92 / 11، الکافی: 4 / 157 / 6، کتاب من لا یحضره الفقیه: 2 / 158 / 2024 کلاهما نحوه، بحار الأنوار: 97 / 19 / 41.
20. دعائم الإسلام: 1 / 281، بحار الأنوار: 97 / 9 / 12.
21. الإقبال: 1 / 375، بحارالأنوار: 98 / 160 / 5؛ المصنّف لابن أبی شیبة: 2 / 397 / 29، المصنّف لعبد الرزّاق: 4 / 249 / 7686 وفیهما «إنّ ابن عبّاس کان یرشّ...».
22. دعائم الإسلام: 1 / 282، بحارالأنوار: 97 / 10 / 12.
23. الأمالی للطوسی: 676 / 1428، بحار الأنوار: 97 / 4 / 4.
24. از جمله در: فاطر، آیه 43؛ اسراء، آیه 77؛ احزاب، آیه 38 و 62؛ فتح، آیه 23.
25. الکافی: 1 / 250 / 7، تأویل الآیات الظاهرة: 2 / 825 / 14، بحار الأنوار: 25 / 73 / 63.
26. المستدرک على الصحیحین: 1 / 603 / 1596 وج 2 / 578 / 3960، صحیح ابن خزیمة: 3 / 321 / 2170.
27. ر. ک: الدرّ المنثور: 8 / 571 ـ 583.
28. دعائم الاسلام: 1 / 282، بحار الأنوار: 97 / 10 و ر. ک: ماه خدا، ج2، ص 775.
29. مجمع البیان: 10 / 787؛ کنز العمّال: 8 / 539 / 24057 و ر. ک: ماه خدا، ج2، ص 777.
30. الکافی: 4 / 156 / 1، الخصال: 519 / 8، الإقبال: 1 / 356، بحار الأنوار: 97 / 16 / 32 و ر. ک: ماه خدا، ج2، ص 779.
31. الإقبال: 1 / 375 عن ضمرة الأنصاری عن أبیه، بحار الأنوار: 98 / 160 / 4 و ر. ک: ماه خدا، ج2، ص 783.
32. الکافی: 4 / 159 / 9، الإقبال: 1 / 150 کلاهما عن زرارة و ر. ک: ماه خدا، ج2، ص 789.
33. الخصال: 519 / 7، بحار الأنوار: 97 / 16 / 31.
34. شرح نهج البلاغة: 20 / 154؛ بحار الأنوار: 97 / 5 / 6.
35. مگر در مواردى که هلال با رؤیت قطعى، ثابت مىشود.
36. اگر اُفق مختلف باشد و هلال در مناطق غربى دیده شود، آیا براى مناطق شرقى کفایت مىکند (مثل: سوریه نسبت به عراق)، یا نه؟ مشهور، دومى (عدم کفایت) است؛ چون معتقد به اتّحاد اُفقاند. بعضى از محقّقان نیز بر اوّلى (کفایت) معتقدند و ثبوت ماه در یک جا را براى همه جا کافى مىدانند، از جمله: علاّمه در المنتهى و مؤلّفِ الوافى و الحدائق و المستند و مرحوم خوانسارى و دیگران. صاحب جواهر نیز به این نظر متمایل است. شهید نیز در الدروس، آن را محتمل دانسته است (مستند العروة الوثقى، کتاب الصوم: 2 / 116).
37. آیهاللّه خویى رحمهالله براى اثبات این نظریّه، علاوه بر تمسّک به اطلاق روایات، به یک مسئله نجومى نیز استدلال کرده، مىگوید:
«ماه، خودش جِرمى تاریک است و به سبب رویارویى با خورشید، از آن نور مىگیرد. پیوسته، نیمى از ماه، روشن و نیم دیگرش تاریک است، جز آن که آن نیمه روشن همیشه براى ما دیدنى نیست؛ بلکه به خاطر اختلاف در گردش ماه، کم و زیاد دیده مىشود.
در شب چهاردهم از هر ماه (، بلکه در شب پانزدهم، اگر ماه سى روز باشد)، به فاصله کمى از غروب خورشید، وقتى ماه از افق مشرق طلوع مىکند، همه نیمه رو به مغربِ آن روشن است؛ چرا که با خورشید روبهروست، همچنان که نیمه رو به شرقِ آن، تاریک است.
سپس این نور در شبهاى بعد، سیر نزولى مىیابد و بر اساس خطّ سیر ماه، کم کم از وسعت آن کاسته مىشود، تا آن که در اواخر ماه به سمت مغرب مىرسد و دیگر، نیمه روشن آن به رو به خورشید است و همه نیمه تاریک آن، رو به ماست. این، همان است که از آن به «تحتالشعاع» و «محاق» تعبیر مىشود که هیچ جزئى از آن دیده نمىشود؛ چرا که نیمه روشن آن، نه تمامش (مثل شب چهاردهم) و نه بخشى از آن (مثل شبهاى پیش یا بعد از شب چهاردهم)، رو به ما نیست.
سپس کم کم از محاق در مىآید و بخشى از آن از سمت مشرق آشکار مىشود و به صورت هلال باریک دیده مىشود. این، معناى پیدایش و تولّد هلال است. پس، هر گاه از آن اندکى هم دیده شود، نشانگر این است که ماه قبلى پایان یافته و آغازى براى ماه جدید است.
بنا بر این، پیدایش هلال، یعنى: بیرون آمدن آن از تحتالشعاع، به اندازهاى که اجمالاً دیده شود. این مسئلهاى واقعى و یکسان است و در شهرى با شهر دیگر تفاوت ندارد، و نه منطقهاى با منطقه دیگر؛ چون همان گونه که روشن شد، نسبتى میان ماه و خورشید است، نه ماه و زمین. پس اختلاف سرزمینها تأثیرى در پیدایش این پدیده طبیعى در فضا ندارد.
بدین ترتیب، پیدایش هلال ماه، آغاز ماه قمرى براى همه مناطق زمین است، با همه اختلافى که در مشرق و مغرب دارند، هر چند در بعضى مناطق به سبب مانع بیرونى (مثل: نور خورشید یا حایل شدن کوهها و شبیه آن) هلال دیده نشود.
البتّه این، در مورد مناطقى که محلّ دیدن آنها در شب، مشترک یا نزدیک به هم است، پذیرفتنى است، به نحوى که یک شب براى هر دو منطقه، شب باشد، هر چند براى یک جا اوّلِ شب و براى جاى دیگر پایانِ شب باشد که این مسئله بر یک نیمکره زمین منطبق مىشود، نه بر نیمکره دیگر که خورشید در هنگام غروب نزد ما در حال تابیدن بر آن است و روشن است که آن هنگام نزد آنان، روز است و بىمعناست که نسبت به آنان هم حکم شود که شب اوّل ماه است.
شاید آیه شریف:« رَبُّ الْمَشْرِقَیْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَیْنِ» (الرحمن، آیه 17) به این نکته اشاره مىکند؛ چون زمین به لحاظ رو به خورشید بودن یا نبودن، دو نیم دارد و هر نیمه مشرقى دارد و مغربى. هر گاه خورشید بر نیمى مىتابد، از نیم دیگر غروب مىکند و به عکس. از این رو، زمین دو مشرق دارد و دو مغرب. شاهد بر این، آیه شریف:«یَــلَیْتَ بَیْنِى وَ بَیْنَکَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ؛ کاش میان من و تو فاصله میان دو مشرق بود!» (زخرف، آیه 38) که مىرساند این، بیشترین و طولانىترین فاصله میان دو نقطه زمین است، یکى مشرق این نیمه و دیگرى مشرق آن نیمه.
بنا بر این، اگر در یکى از دو نیمکره، ماه قابل دیدن باشد، حکم مىشود که آن شب، نسبت به ساکنان این نیمه ـ که در شب بودنِ آن براى آنان، مشترکاندـ اوّل ماه است، هر چند در آغاز و پایان شب، اختلاف داشته باشند...» تا آن جا که مىگوید: «مقتضاى این روایات که با واقعیّت هم منطبق است، آن است که مدار حُکم، بر اتّحاد اُفق نیست و هیچ مقتضىاى وجود ندارد که روایات را بر این حمل کنیم؛ چون هیچ وجهى براى این تقیید نگفتهاند، مگر مقایسه وضع هلال به اوقات نمازها، که ضعف آن را شناختى و قیاسى معالفارق است و توضیح بیشتر نمىخواهد.
از سوى دیگر، آنچه در دعاى نماز عید آمده، این مطلب را تأیید مىکند، آن جا که امام علیهالسلام مىفرماید:تو را به حقّ این روز مىخوانم، روزى که آن را براى مسلمانان عید قرار دادهاى}، که به روشنى از آن فهمیده مىشود که یک روز مشخّص که با کلمه این} به آن اشاره شده است، عید همه مسلمانانى است که در اطراف کره زمین (با وجود اختلاف در اُفقها) پراکندهاند، نه آن که مخصوص شهرى باشد، نه شهر دیگر.
آیه مربوط به شب قدر نیز که مىگوید: بهتر از هزار شب است و هر کار حکمتآمیزى، در آن فیصله مىیابد، همین گونه است و آیه در این، ظهور دارد که: آن، یک شب معیّن براى همه مردم و همه جهانیان است، با احکام خاص، نه این که هر منطقه و سرزمینى، شبى مخصوص داشته باشد، جدا از سرزمین دیگر» (مستند العروة الوثقى، کتاب الصوم: 2 / 118 ـ 122).
38. تفسیر نمونه: 27 / 192.
39. الإقبال: 1 / 61.
40. الأمالى، صدوق: 747.
41. جامع الأخبار: 109 / 195، بحار الأنوار: 1 / 203 / 21.
42. ر. ک: العلم و الحکمة فى الکتاب و السنّة: 1 / 309.
43. شمارى از بزرگان علما، تألیفهاى معروف خود را در شب قدر به پایان بردهاند، همچون شیخ محمّد حسن، صاحب جواهر، که این کتاب عظیم را در شب بیست و سوم ماه رمضان تمام کرده است. نیز ملاّ هادى سبزوارى، در بیست و سوم رمضان سال 1261 ق، تألیف کتاب منظومه را به پایان رسانده است. همین نکته را درباره مفسّر برجسته قرآن، علاّمه طباطبایى نیز مىبینیم که تفسیر ارزشمند خویش المیزان را در بیست و سوم رمضان سال 1392 ق، تمام کرده است.
در دعا هر دو دستتان را بلند کنید و هرچه میتوانید دستان خود را بلند کنید. در این حالت خدا زودتر حاجت میدهد.
اللّهمّ نَبّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ أسْحارِهِ خدایا آگاهم نما در آن برای برکات سحرهایش
ونوّرْ فیهِ قلبی بِضِیاءِ أنْوارِهِ و روشن کن در آن دلم را به پرتو انوارش
وخُذْ بِکُلّ أعْضائی الی اتّباعِ آثارِهِ و بکار به همه اعضایم به پیروی آثارش
بِنورِکَ یا مُنَوّرَ قُلوبِ العارفین به نور خودت ای روشنی بخش دلهای حق شناسان
دعا با صدای امیر رضا عرب
«اللّهمّ نَبّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ أسْحارِهِ»
خدایا متوجه کن من را تا از برکات سحر ماه رمضان استفاده کنم. مردم از برکات سحر غالباً استفاده نمیکنند. در طول سال از سحر باید استفاده کرد به خصوص در ایام ماه رمضان. حافظ میگوید :
آن گنج خداداد که خدا داد به حافظ از ورد شب و روز و دعای سحری بود
یکی از دعاهایمان باید این باشد که خدایا هنگام مردن لال نمیریم، شهادتین را به زبان بیاوریم و دعای عدیله بخوانیم.
سحرهای ماه مبارک رمضان از ارزش والا و ویژهای برخوردار است به طوری که اعمال بسیاری در هنگام سحرهای این ماه تاکید شده است، مثل (دعای ابوحمزه ثمالی، دعای سحر، قرائت قرآن، خوردن سحری و...) که از خداوند میخواهیم که ما را در سحرهای این ماه از خواب غفلت بیدار سازد تا بتوانیم از فیوضات و برکات آن بهرهمند گردیم.
حال شاید در اینجا این سوال پیش آید که چرا از خداوند، این درخواست را مینماییم؟ که در جواب باید گفته شود که این درخواست ارزشمند از خداوند عزوجل برای این است که انسان در تمام ماههایی که بر او میگذرد از عبادت و اطاعت الهی در وقت سحرها محروم گردیده و به قولی از فیوضاتی که در سحرها میتواند کسب کند، غافل است که همین باعث گردیده که از خداوند بخواهیم که ما را یاری دهد تا از خواب غفلت بیدار گشته و بتوانیم از سحرهای این ماه پربرکت کمال استفاده را نماییم، تا شاید سحرهای این ماه باب فیضی شود برای ماههای دیگر سال، چرا که سحرها نسبت به دیگر اوقات از شبانه روز دارای فضیلت و برتری خاصی میباشند، به طوری که در آن هنگام که اکثر انسانها در خواب غفلت خود فرو رفتهاند، عده قلیلی به عبادت و اطاعت خداوند میپردازند که ما نیز از خداوند در این روز خواستاریم که ما را از خواب غفلت بیدار ساخته و مشمول این آیه شریفه قرار دهد: ”وَالصَّادِقِینَ وَالْقَانِتِینَ وَالْمُنفِقِینَ وَالْمُسْتَغْفِرِینَ بِالأَسْحَارِ ”(آل عمران ، 17) یعنی ”(تقوا پیشه گان) صابران و راستگویان و فرمان برداران و انفاق کنندگان و استغفار کنندگان در سحرگاهانند” تا بتوانیم به درجات عالی معنوی دست یابیم...
از برکات سحر استفاده کنیم و حتی اگر به دلایل شرعی روزه هم نمیگیریم هنگام سحر بیدار شویم و دعا کنیم و از برکات سحر بهره ببریم .
منظور از نور فیه قلبی بضیاء انواره چیست؟”
در این روز قلبم را به انوار سحر نورانی کن” همان نور هدایت است که بر قلب انسان تابیده میشود و او را از ظلمتهای جهل و نادانی و دوری از خداوند نجات میبخشد و به قول خداوند (عزوجل:) ”اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ ”(بقره ،257) یعنی ”خداوند ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آوردهاند که خارج میکند ایشان را از تاریکیهای جهالت (و وارد میکند) به سوی نور و هدایت” که این نور همان هدایتی است که انسان را به مسیر سعادت میکشاند...
قلبهای ما زنگ زده و چشم و گوش ما آلوده شده است؛ دیگر مانند گذشته با شور عبادت نمیکنیم. در ماه رمضان از خدا بخواهیم تا قلبمان را نورانی کند.
”توکل بر ذات اقدس الهی”
در این قسمت از دعا از خداوند میخواهیم که تمام اعضا و جوارح ما را مسخر فرماید تا اینکه به انجام اعمال این روز مشغول گردیده و از آثار و برکات آن بهرهمند گردیم، حال میخواهیم بدانیم که منظور از ”اعضای مرا مسخر گردان” چیست؟
در اینجا منظور از ”اعضای مرا مسخر گردان” به نوعی همان توکل بر ذات اقدس پروردگار است تا اینکه ما را به حسن و نیکوترین ثوابها در این روز موفق بدارد چرا که خداوند متعال عالم به تمام امور است و از هر چیز نهان و آشکار باخبر است ”
یَعْلَمُ سِرَّکُمْ وَجَهرَکُمْ ”(انعام ،3) یعنی ”میداند (اعمال) نهان و آشکارتان را” و او میداند که چگونه بندگان خویش را راهنمایی نموده و آنها را به نور هدایت منور و نورانی گرداند ؛ چنانچه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: ”ما منکم احد الا و له الشیطان، قالوا ”ولا انت یا رسول الله؟ قال و لا انا الا ان الله عزوجل اعاننی علیه فاسلم” ؛ ”ابلیس برای هر انسانی شیطانی را گمارده است تا او را بفریبد و یکی از آنان را بر من گمارده است اما خداوند مرا یاری نموده پس از او در امان هستم” که ما نیز در این روز از خداوند به حق نور و جمالش خواستاریم که ما را از شر شیاطین جنی و انسی نجات داده و از آثار و برکات این روز بهرهمند سازد.
خدایا کاری کن تا تمام اعضای من از آثار تو پیروی کند. در دعا هر دو دستتان را بلند کنید و هرچه میتوانید دستان خود را بلند کنید. در این حالت خدا زودتر حاجت میدهد.
نماز شب نوزدهم ماه رمضان
پنجاه رکعت با حمد و پنجاه مرتبه اِذا زُلْزِلَتْ و گویا مراد آن باشد که در هر رکعت یک مرتبه بخواند زیرا که مشکلست در یک شب دو هزار و پانصد مرتبه اِذا زُلْزِلَتْ خواندن
سایت مفاد
فرآوری : زهرا اجلال
گروه دین تبیان
منابع :
بیانات آیت الله مجتهدی تهرانی
خودتان دعا را بخوانید نه اینکه از رادیو گوش بدهید. دعا بخوانید و از خدا بخواهید که شما را به بلاهایی مانند سیل و زلزله عذاب ندهد.
اللّهم اهدنی فیه لصالح الاعمال ای خدا! مرا در این روز به اعمال صالحه راهنمایی کن
و اقض لی فیه الحوائج و الامال حاجتها و آرزوهایم را برآورده ساز
یا من لا یحتاج الی التّفسیر و السّؤال ای کسی که نیازمند شرح و سوال بندگان نیستی،
یا عالماً بما فی صدور العالمین ای خدایی که ناگفته به حاجات و به اسرار خلق آگاهی
صلّ علی محمدٍ و آل الطّاهرین بر محمد و آل اطهار او درود فرست
دعا با صدای امیر رضا عرب
«اللّهم اهدنی فیه لصالح الاعمال»
خدایا من را راهنمایی کن تا اعمال صالح انجام دهم.
انسان، صاحب اختیار است میتواند رفتار خوب داشته باشد و «صالح» شود یا به عکس طالح باشد و جز «شر» از او صادر نشود.
اعمال صالح نشانها و ویژگیهای خاص دارد: از ایمان جدا نیست (یعنی فقط مؤمن عمل صالح میتواند انجام دهد)، از روی شعور و ادراک است، به قصد قرب الهی انجام میگیرد (یعنی خالصانه است)، لغو و بیهوده نیست و نتیجهبخش است، به موقع و شایسته است و در خدمت اجتماع است و دور از خودمحوری و خودخواهی.
آنچه در عمل اسلامی، ارزش آفرین است، زمینههای عمل، انگیزهها و نیت آن است نه منافع آن. آنچه امروزه رفتار برخی انسانها را از عمل صالح دور میکند بیتوجهی به همین نکته ارزشمند است. از خدا میخواهیم ضمیر ما را آگاه و پاک قرار دهد و نیتهای ما را با عمل خداپسندانه، در خدمت به خلق و در راستای رضا و قرب خویش همراه کند.
خودتان دعا را بخوانید نه اینکه از رادیو گوش بدهید. دعای افتتاح، دعای ابوحمزه ثمالی را بخوانید و از خدا بخواهید که شما را با بلاهایی مانند سیل و زلزله عذاب ندهد.
خدایا احتیاجات و آرزوهای من را برآورده کن. هرچه احتیاجات و آرزوهای شرعی دارم را برآورده کن.
اگر امید داری که کسی دیگری دعایت را استجابت میکند، دعایت مستجاب نمیشود. اگر میخواهی که دعایت مستجاب شود؛ ببین در دلت اگر به هیچ کس امید نداری، خدا را صدا بزنی، خدا حاجتت را میدهد. توسل هم پیدا کنید مخصوصاً به «نرجس خاتون» که مادر ولی وقت (عج) است. وقتی به پسرش بگوید که کسی به من متوسل شده، پسر مجبور است به حرف مادرش گوش دهد. البته توسل به همه خوب است اما آنها مقداری طول میکشد.
ای خدایی که احتیاج نداری من شرح بدهم. خدا خودش همه چیز را میداند و احتیاجی ندارد که ما تفسیر کنیم. نه تنها خدا به تفسیر و سؤال احتیاج ندارد، بلکه ائمه ما هم به آن احتیاج ندارند و از احوال ما باخبرند.
ای خدایی که ناگفته به حاجات و به اسرار خلق آگاهی . حالا چرا خدا احتیاج ندارد به سؤال و تفسیر؟ برای اینکه عالم است و به هر چیزی که در دل مردم عالم است، خدا آگاه است؛ اما باید با خدا باشیم تا کار ما را درست کند.
نماز شب هجدهم ماه رمضان
چهار رکعت در هر رکعت حمد و بیست و پنج مرتبه اِنّا اَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ
فرآوری : زهرا اجلال
گروه دین تبیان
منابع :
بیانات آیت الله مجتهدی تهرانی
سایت مفاد
اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ خدایا توفیقم ده در آن به سازش کردن نیکان
وجَنّبْنی فیهِ مُرافَقَةِ الأشْرارِ و دورم دار در آن از رفاقت بدان
وأوِنی فیهِ بِرَحْمَتِکَ الی دارِ القَرارِ و جایم ده در آن با مهرت به سوی خانه آرامش
بالهِیّتَکِ یا إلَهَ العالَمین به خدایی خودت ای معبـود جهانیان
دعا با صدای امیر رضا عرب
اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ
خداوند (عزوجل) در قرآن کریم در مورد ابرار و نیکوکاران پانزده صفت به کار برده است که به آن اشاره مینماییم:
1- ایمان به خداوند یگانه 2- ایمان به روز قیامت 3- ایمان به فرشتگان 4- ایمان به قرآن 5- ایمان به پیامبران 6- نیت خالص برای رضای خداوند 7- بخشیدن بخشی از اموال به خویشان 8- کمک به یتیمان 9- کمک به فقیران 10- کمک به رهگذران 11- آزاد نمودن بنده 12- اقامه و برپاداری نماز 13- زکات به مستحقان دادن 14- وفای به عهد 15- صبر در برابر شدائد و سختیها
هر انسانی اگر در انجام عملی از شیطان پیروی نماید به یقین شر آن عمل گریبان گیر او خواهد شد، چرا که شیطان انسانها را امر به کارهای زشت و ناپسند مینماید ”إِنَّمَا یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ”(بقره ،169) یعنی ”این شیطان است که به شما دستور بدکاری و زشتی میدهد و طوری عمل مینماید که سخنانی از روی جهل و نادانی (مانند شرک و ظلم و افترا) به خداوند نسبت دهید” که شیطان دشمنی آشکارا برای انسان است ”إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ”(بقره ،168) یعنی ”محققا شیطان از برای شما دشمنی واضح و آشکار است” و میخواهد انسان را به ضلالت و گمراهی بکشاند و به همین دلیل است که خداوند بلندمرتبه میفرماید: ”وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ ”(همان) یعنی ”وسوسههای شیطان را پیروی نکنید” که شیطان عامل هر شری است، پس کسانی که از شیطان و وسوسههای او که همه نافرمانی از دستورات ذات اقدس پروردگار میباشد پیروی کنند جزو اشرار میگردند زیرا آنان هر عملی را که انجام میدهند به دستور شیطان است و شیطان جز شر و فساد انسان را به چه چیز دیگری دعوت نمینماید که ما نیز در این روز از خداوند میخواهیم که ما را از دوستی و رفاقت با شیطان و پیروان و یارانش که عامل هر شر و فتنهای میباشند دور سازد .
برای آنکه انسان بتواند به دارالقرار (محل آرامش) یعنی بهشت برین دست یابد لازمه آن این است که صفاتی را که برای ابرار ذکر گردید را دارا باشد و خود را از صفات و حرکات و رذیله اشرار که همه آنها نشأت گرفته از شیطان رجیم و رانده شده از درگاه حق میباشد دور سازد و به قول خداوند تعالی ”وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ ”(مائده ،2) یعنی ”و یکدیگر را در نیکوکاری و تقوا یاری نمایید نه بر گناه و دشمنی و ستمکاری” که آن هنگام است که خداوند به نیکوکاران و تقواپیشگان اینگونه بشارت میدهد ”
قُلْ أَؤُنَبِّئُکُم بِخَیْرٍ مِّن ذَلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ ”(آل عمران ، 15) یعنی ”(ای پیامبر) به امت بگو: میخواهید شما را آگاه گردانم به بهتر از اینها، که بر آنان تقوا پیشه کنند نزد خداوند باغهای بهشتی است که از زیر درختان آن نهرها جاری است و در آن جاوید هستند و زنان پاکیزه و آراستهای و (بهتر از همه آنها خشنودی خداوند است) و خداوند به حال بندگان بینا است” که ما نیز در این روز از خداوند به حق خداوندیش درخواست مینماییم که ما را در دارالقرار یعنی بهشت برینش جای دهد و ما را از عذاب و آتش دوزخ در امان بدارد.
نماز شب هفدهم ماه رمضان
دو رکعت در رکعت اوّل حمد و هر سوره که خواهد و در رکعت دوّم حمد و صد مرتبه توحید و بعد از سلام صد مرتبه لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ
گروه دین تبیان
منبع :سایت مفاد
که اگر بخواهیم هر یک از این صفات را شرح دهیم آنگاه است که رابطه متقابل هر یک از این صفات را نسبت به یکدیگر در مییابیم که به نوعی هر یک از این صفات مکمل یکدیگرند، به طور مثال، کسی که به خداوند عزوجل ایمان آورده است نمیتواند بگوید که من به قرآن ایمان ندارم چرا که قرآن است که انسانها را به سوی ایمان به خدا و تعبد و بندگی ذات اقدس هدایت مینماید و کسی که به قرآن ایمان آورده است نمیتواند منکر نماز و زکات گردد چرا که اگر چنین کند دستورات صریح قرآن را در این باره زیر پا گذاشته است و... که برای واضح شدن این مطلب آیه مورد نظر را بیان میداریم: ”
شرح دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان |
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیَامِى فِیهِ صِیَامَ الصَّائِمِینَ وَ قِیَامِى فِیهِ قِیَامَ الْقَائِمِینَ وَ نَبِّهْنِى فِیهِ عَنْ نَوْمَةِ الْغَافِلِینَ وَ هَبْ لِى جُرْمِى فِیهِ یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ وَ اعْفُ عَنِّى یَا عَافِیا عَنِ الْمُجْرِمِینَ.
شرح دعای روز اول ماه مبارک رمضان
“اللهم اجعل صیامی فیه صیام الصائمین و قیامی فیه قیام القائمین و نبهنی فیه عن نومه الغافلین وهب لی جرمی فیه یا اله العالمین واعف عنی یا عافیا عن المجرمین.”“خدایا روزه مرا در این روز (و در هر روزه ماه مبارک رمضان) مانند روزه روزه داران حقیقی که (مقبول درگاه تست) قرار ده و اقامه نمازم را (و یا برپا داشتن هر کار خیری را) مانند نمازگزاران واقعی (مانند برپا دارنده هر کار خیری) مقرر فرما و مرا از خواب غفلت و غافلان (از یاد تو) هوشیار و بیدار ساز و هم در این روز گناهم و جرمم را ببخش ای خدای عالمیان و زشتیهایم را عفو فرما ای عفو کننده مجرمان”
1- اللهم اجعل صیامی فیه صیام الصائمین” “خدایا روزه مرا در این روز مانند روزه روزه داران واقعی قرار ده”
حال می خواهیم بدانیم “صیام الصائمین” یعنی چه؟ برای درک این موضوع اشاره می نماییم به حدیثی گرانقدر از پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) که فرمودند: “اذاغتاب الصائم افطر(1)“ یعنی “هرگاه روزه دار غیبت کند روزه اش را خورده است” و در حدیث دیگری می فرمایند: “منغتاب امرا مسلما بطل صومه و نقض و وضوه”(2) یعنی “هر که غیبت مسلمانی را نماید روزه و وضویش باطل می گردد. که از این دو حدیث گرانبها در می یابیم که روزه فقط با گرسنگی و تشنگی کشیدن محقق نمی گردد و غیر از موارد ذکر شده در رساله عملیه که باعث ابطال روزه می گردد، عوامل دیگری چون غیبت نیز روزه فرد مسلمان را باطل می نماید و از این رو روزه واقعی روزه ای است که باید در آن تمام اعضا و جوارح انسان روزه دار باشد. به طوری که فرد روزه دار باید از تمام اعمال قبیح چون (غیبت، فحش و ناسزا، خشم و غضب، نگاه به نامحرم و...) دوری نماید. چنانچه امام صادق علیه السلام نیز در حدیثی چنین می فرمایند که: “پدرم فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله از زنی روزه دار شنید که به کنیزش فحش می داد پس دستور داد طعامی حاضر نمودند و به آن زن فرمود: بخور، پاسخ داد: ای رسول خدا! من روزه ام، آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: “کیف تکونین صائمه وقد سببت جاریتک؟ ان الصوم لیس من الطعام و الشراب و انما جعل الله ذلک حجابا عن سواهما من الفواحش من الفعل و القول یفطر الصائم ما اقل الصوام و اکثر الجواع”(3) یعنی “تو چه روزه داری که به کنیزت فحش دادی؟ به راستی که روزه، خودداری از خوردن و آشامیدن نمی باشد، فقط و فقط خداوند آن را (روزه را) به عنوان مانعی از سایر زشتی های گفتاری قرار داده است، زشتیهایی که روزه روزه دار را می شکند (باطل می کند) چقدر روزه داران (حقیقی) اندک و گرسنگان فراوانند” و نیز در حدیث دیگر از امام صادق علیه السلام منقول است که فرمودند: “اذا صمت فلیصم سمعک و بصرک و شعرک و عدد اشیاء غیر هزار و قال لا تکونن یوم صومک کیوم فطرک” یعنی “هرگاه روزه گرفتی پس باید گوش و چشم و موی تو نیز روزه باشد و امام علیه السلام غیر از اینها چیزهای دیگری را نیز بر شمرد و فرمود: نباید روزی که روزه هستی با روزی که روزه نیستی یکسان باشد” پس همان طوری که در احادیث بالا ذکر شد هر کسی که فقط از روزه و روزه داری گرسنگی و تشنگی بکشد و از اعمال قبیحی چون دروغ، غیبت و ... اجتناب ننماید یقینا روزه اش باطل شده و جزء روزه داران واقعی محسوب نمی گردد و صیامش جزء صیام و صائمین قرار نمی گیرد و این امر ما را ملزم می دارد که در روز اول ماه مبارک رمضان اولین چیزی که از خداوند درخواست نماییم این باشد که به ما توفیق عنایت کند که روزه ما جزء روزه های حقیقی و واقعی قرار گیرد.
2- و قیامی فیه قیام القائمین (و اقامه نمازم را مانند نمازگزاران واقعی (برپا داشتن هر کار خیر را مانند برپا دارندگان کار خیر قرار دهد.) حال در اینجا می خواهیم بدانیم که قیام قائمین یعنی چه؟ در اینجا منظور از قیام شاید اقامه نماز و یا به عبارت دیگر هر نوع برخاستی که امر خیری در آن باشد، همانند (بیداری در سحرهای ماه رمضان برای سحری خوردن و یا دعا و مناجات نمودن، افطار نمودن روزه، کمک نمودن به مستمندان و...) که همه اینها نوعی قیام می باشد که باید به صورت قیام القائمین صورت پذیرد و در مفهومی واضح تر قیام ما برای آنکه جزء قیام القائمین قرار گیرد باید فقط هدف و قصد و نیت، رضای خداوند باشد یعنی اراده هر کاری را نمودیم فقط رضای خدا را در نظر بگیریم، پس قیام القائمین به پا خاستن کسانی که رضای خداوند را در نظر می گیرند می باشد و ما نیز در این روز از خداوند می خواهیم که برخاستن ما را چه برای اقامه نماز و یا هر کار خیری جزء برخاست کسانی قرار دهد که فقط رضای خداوند را می طلبد و...
3- (و بنهنی فیه عن نومه الغافلین( ) و مرا از خواب غافلان (از یاد تو) هشیار و بیدار نما) در (لیاقت از دعا) از خداوند می خواهیم که ما را از خواب غفلت بیدار نماید که در اینجا جا دارد که به حدیثی اشاره کنیم که در آن امیر مومنان حضرت علی علیه السلام در نامه ای به یکی از صحابه خویش می نویسد “فتدارک مابقی من عمرک ولا تقل غدا بعد غد فانما هلک من کان قبلک با قامتهم علی الامانی و التسویف حتی اقامهم امرالله بغته و هم غافلون فنقلوا علی اعوادهم الی قبورهم المظلمه الضیقه و قد اسلمهم الا و لا دوا الاهرن” (4) یعنی “پس باقیمانده عمرت را دریاب و نگو فردا بعد از فردا (چنین خواهم نمود) همانا انسانهای قبل از تو به خاطر آرزوها و به تاخیر انداختنها هلاک شدند تا ناگهان امر خداوند (یعنی مرگشان) فرا رسید و آنها غافل بودند، پس بر روی چوبهایشان (تابوتهایشان) به سوی قبرهای تاریک و تنگ خود منتقل شدند و فرزندان و خویشاوندانشان آنها را تسلیم (گور) نمودند” پس در اینجا در می یابیم که اکثر انسانها در خواب غفلت بسر می بردند، خوابی که انسان را از معبود و پروردگار خویش جدا می سازد، خوابی که چشمان انسان در آن باز است اما دل انسان واقعیتها را نمی بیند. پس در این روز از خداوند می خواهیم که ما را از خواب غفلتی که انسان را به هلاکت و نابودی می کشاند بیدار نموده و نجات بخشد...”
4-“وهب لی جرمی فیه یا اله العالمین...” “ و هم در این روز جرم و گناهم را ببخش ای خدای عالمیان”
همان طور که در روایات متعدد آمده است گناهان انسان یکی از موانع و حجابهای بین رابطه انسان و پروردگار است به طوری که اگر انسان معصیت پروردگار خویش را انجام دهد آن گاه است که از دستور شیطان پیروی و از دستور پروردگار خویش سرپیچی نموده است که همین امر باعث می گردد که بنده حجابی بین خود و پروردگار خویش ایجاد نماید پس در ادامه دعا از خداوند می خواهیم که جرم و گناهان ما را در این روز ببخشاید و خود خداوند نیز در قرآن می فرماید: “و من یغفر الذنوب الا الله”(5) یعنی “جز خداوند چه کسی گناهان ما را می بخشاید” پس ما نیز از خداوند می خواهیم و می گوییم که جرم و گناهان ما را ببخش ای خداوند عالمیان”...
5- “واعف عنی یا عافیا عن المجرمین” “و عفو نما مرا ای عفو کننده مجرمان”
همان طوری که در قسمت قبل دعا از خداوند درخواست بخشش جرم و گناهان خود را درخواست نمودیم، می دانیم که لازمه آن عفو و گذشت و رحمت خداوند می باشد که در ادامه دعا از ذات اقدس الهی می خواهیم که ما را عفو نماید به طوری که سابقه عفو و گذشت خداوند از مجرمان و گناهکاران را در روایات و احادیث اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام شنیده ایم و در قرآن نیز خداوند متعال این گونه به بندگان خویش می آموزد تا بگوییم: “واغف عنا و اغفرلنا و ارحمنا انت مولنا فانصرنا علی القوم الکفرین”(6) یعنی “و عفو نما از ما (گناهانمان را) و بیامرز برای ما و رحم نما بر ما (به طوری که) تو مولا و پروردگار ما هستی پس یاری و پیروز نما مارا بر علیه قوم کافر”
ان شاءالله که تابع باشیم
پی نوشتها:
1- عوالی اللآلی ج1، ص 263 و حدیث 53
2- الفقیه، ج4، ص 15
3- اصول کافی، ج4، ص 87
4- اصول کافی، ج4، ص 87
5- 136 آل عمران
6- 286 سوره بقره
خدایا قرار بده روزه مرا در آن روزهداران واقعى و قیام و عبادتم در آن قیام شبزندهداران و بیدارم نما در آن از خواب بىخبران و ببخش به من جنایتم را در این روز اى معبود جهانیان و درگذر از من اى بخشنده جنایاتکاران.
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ قَرّبْنی فیهِ الى مَرْضاتِکَ وجَنّبْنی فیهِ من سَخَطِکَ و نَقماتِکَ و وفّقْنی فیهِ لقرآئةِ آیاتِکَ برحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرّاحِمین.
خداوندا، مرا در این روز به رضا و خشنودیت نزدیک ساز و از خشم و غضبت دور فرما و برای قرائت آیات قرآنت توفیق ده، به حق رحمتت ای مهربانترین مهربانان.
شرح دعای روز دوم ماه مبارک رمضان
«اللّهُمَّ قَرِّبْنی فیهِ اِلى مَرْضاتِکَ وَ جَنِّبْنی فیهِ مَنْ سَخَطِکَ و نَقْماتِکَ وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِقِراءَةِ آیاتِکَ بِرحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرَّاحِمین: خدایا نزدیک کن مرا در این ماه به سوى خوشنودیت و بر کنارم دار در آن از خشم و انتقامت و توفیق ده مرا در آن براى خواندن آیات قرآن به رحمت خودت، اى مهربانترین مهربانان» مینویسد: در قسمت اول دعای روز دوم ماه مبارک رمضان نزدیکی به خشنودی خدا و دوری از خشم او را مسألت میکنیم.
هر کس که به سوی رضایت خداوند حرکت کند، از خشم او دور میشود و هر کسی که از خشنودی و رضایت خداوند فاصله بگیرد، حتماً به طرف خشم الهی در حرکت است. زیرا این دو با هم رابطه متقابل دارند. در دعایی که پس از یکی از نمازهای شب نیمهشعبان وارد شده است، این چنین آمده است: «اَعُوذُ بِعَفْوِکَ مِنْ عِقابِکَ وَ اَعُوذٌ بِرِضاکَ مِنْ سَخَطِکَ...» «خدایا از مجازاتت به بخششت و از خشمت به خشنودیت پناه میبرم». [الکافی، ج 3، ص 469] البته جلب رضایت خدا و اجتناب از خشم او توسط انجام دستورات الهی و ترک معاصی امکانپذیر است.
هنگامی این دعا به موضوع اجابت مقرون میشود که ما در کنار خواندن چنین دعایی، در مرحله عمل هم به گونهای باشیم که اعمال ما در مسیر کسب رضایت خداوند و دوری از خشم او باشد. هنگامی که امام صادق (ع) برای اقامه نماز از منزل به سوی مسجد حرکت میکردند مشغول این دعا میشدند: «... خَرَجْتُ أبْتِغاءَ رِضوانِکَ وأجْتِنابَ سَخَطِکَ ...» «خدایا برای کسب خشنودی تو و دوری از خشمت خارج شدم...» [مستدرک الوسائل، ج 3، ص 437] و این نشان میدهد که یکی از مصادیق این دعا، اقامه نماز میباشد.
اینک به بیان مختصر چند نمونه، از مصادیق رضا و سخط الهی میپردازیم:
امام باقر(ع) فرمودند: «خشنودی خداوند بلندمرتبه در اطاعت از امام، پس از کسب معرفت اوست». [الکافی، ج 1، 185]
در حدیث دیگری نیز امیرالمومنین علی (ع) فرمودند: «نشانه رضایت خداوند از بنده، رضایت بنده به تمام مقدرات خداوند است ـ چه آن مقدرات خوش آیند، و چه ناخوشایند باشند ـ». [غررالحکم، ص 104]
حضرت امام حسین (ع) هم فرمودند: «رضایت خداوند بلندمرتبه در رضایت اهلبیت است». [بحارالانوار، ج 44، ص 367]
پیامبر اکرم (ص)فرمودند: «هر که شب را صبح کند در حالی که در قلبش خیانت و نیرنگی نسبت به برادر مسلمانش داشته باشد، آن شب را در خشم خداوند صبح کرده است». [من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 15]
حضرت علی (ع) فرمودند: «بندهای که بغض ما را در دل داشته باشد، خداوند بر او خشم مینماید». [بحارالانوار، ج 27، ص 179]
پیامبر اسلام(ص) فرمودند: «رضایت خدا در رضایت پدر و مادر و خشم خداوند در خشم آنهاست» [مستدرکالوسائل، ج 14، ص 286]
در قسمت دوم این دعا از خداوند میخواهیم توفیق تلاوت آیات قرآن نصیب ما کند.
در قرآن کریم و روایات مأثوره و سیره اهلبیت پیامبر (ص) مطالب فراوانی در آثار، فواید و ثواب تلاوت قرآن و آداب آن ذکر شده است که به نمونههایی از آن میپردازیم:
قرآن می فرماید: فَاقْرَؤُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ [سوره مزمل ـ آیه 20] هر چه میتوانید قرآن تلاوت کنید.
وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا [سوره مزمل ـ آیه 4] قرآن را آرام و شمرده و با دقت و تأمل بخوان.
فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ [سوره نحل ـ آیه 98] هر گاه قرآن تلاوت کردی، پس از شیطان رانده شده به خداوند پناه ببر.
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ الذِّهْنَ وَ التَّنْبِیهَ خدایا در این روز مرا هوش و بیداری نصیب فرما
وَ بَاعِدْنِی فِیهِ مِنَ السَّفَاهَةِ وَ التَّمْوِیهِ و از سفاهت و جهالت و کار باطل دور گردان
وَ اجْعَلْ لِی نَصِیباً مِنْ کُلِّ خَیْرٍ تُنْزِلُ فِیهِ و از هر خیری که در این روز نازل میفرمایی مرا نصیب بخش
بِجُودِکَ یَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِین به حق جود و کرمت ای جود و بخشش دارترین عالم.
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ الذِّهْنَ وَ التَّنْبِیهَ وَ بَاعِدْنِی فِیهِ مِنَ السَّفَاهَةِ وَ التَّمْوِیهِ
خدایا در این ماه رمضان روزی کن که من هوشیار بشوم و حافظه پیدا کنم و از خواب غفلت بیدار بشوم ! انسان اگر بیدار بشود خیلی لذت میبرد، نوع انسانها در غفلت هستند لذا در ماه رمضان از خدا درخواست کنید که از خواب غفلت بیدار شویم .
یکی از نعمتهای بزرگ خدا ذهن است در این دعا از خدا درخواست ذهن و حافظه میکنیم، اگر میبینید حافظه ضعیف است و حافظه درست و حسابی نداریم علت آن گناه است ؛ به نامحرم که نگاه کنی حافظه میرود .
شخصی به دانشمندی مراجعه میکند و میگوید ؛ من حافظه ندارم آن دانشمند گفت: گناه نکن و علت آن را هم ذکر کرد و گفت : علم یک نوع فضیلت و برتری است و خدا این برتری را به شخص گنهکار نمیدهد لذا کسی که اهل گناه است مجتهد و ملا نمیشود و اگر بخواهد ملا بشود و به درد مردم بخورد باید حافظه داشته باشد و لازمه آن ترک گناه است
مرحوم آیت الله بروجردی گاهی در درس شعرهای سیوطی میخواندند ؛ با این که حدود هفتاد الی هشتاد سال از زمانی که سیوطی میخواندند و مجتهد شده بودند فاصله بود، ولی به علت دوری از گناه از حافظه بسیاری قوی برخوردار بودند.
پس از خدا؛ حافظه بخواهیم و ترک گناه کنیم ؛ این دعا را هم بعد از هر نماز بخوانید :
« سُبْحانَ مَنْ لا" یَعْتَدی عَلی اَهلَ مَمْلَکَتِةِ سُبْحانَ مَنْ لا یَاْخُذُ اَهْلَ الْاَرضِ بِاَلْو"انِ الْعَذابِ سُبْحانَ الرَّؤُفِ الرَّحیمِ اللهُمَّ اجْعَلْ لی فی قَلبیْ نُوراً و بَصَرَاً و فَهْماً و عِلْماً اِنَّکَ عَلی" کُلِّ شَیْئٍ قَدیرٌ »[3] که باعث تقویت حافظه میشود ؛ قرآن حفظ کنید؛ حافظه زیاد میشود ؛خواندن آیت الکرسی حافظه را زیاد میکند و...
در ادامه دعای روز سوم از خدا طلب بیداری از خواب غفلت میکنیم
وَ بَاعِدْنِی فِیهِ مِنَ السَّفَاهَةِ وَ التَّمْوِیهِ
خدایا در این روز مرا از کارهای باطل و سفیهانه دور گردان ؛ غیبت نکنم ، دروغ نگویم و .. «سفاهت به معنای ؛ کار بی خردانه و بچگانه است.
وَ اجْعَلْ لِی نَصِیباً مِنْ کُلِّ خَیْرٍ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ تُنْزِلُ فِیهِ
خدایا هر کار خیری که در ماه رمضان نازل کردهای نصیبی از آن کار خیر به من برسان.
رسول خدا فرمود : آیا شما را خبر ندهم به اموری که اگر به آن امور عمل کنید شیطان از شما دور میشود؛ مثل دور بودن مشرق از مغرب ؟!
اصحاب گفتند : بله یا رسول الله
حضرت فرمودند : روزه بگیرید چرا که روزه صورت شیطان را سیاه میکند
یکی از کارهای خیر روزه گرفتن است از خدا بخواهیم که در ماه رمضان مریض نشویم و توفیق روزه داری داشته باشم یکی از کارهای خیر دیگر صدقه است؛ صدقه دادن هم پشت شیطان را میشکند « و کَسْرَ ظَهره » و در ادامه آمده است مواظبت بر عمل صالح ؛ نماز شب و دوستی با خدا و استغفار ریشه شیطان را قطع میکند
و در آخر حدیث گفته شده است « و لکلِ شیٍ زکات و زکاتُ الابدان الصیام » که هر چیزی زکاتی دارد و زکات بدنهای شما روزه است.[4]
وَ اجْعَلْ لِی نَصِیباً مِنْ کُلِّ خَیْرٍ تُنْزِلُ فِیهِ بِجُودِکَ یَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِین
خدایا هر خیری که در ماه رمضان نازل میکنی برای من نصیبی از آن خیر قرار بده به جود و بخشش خودت ای کسی که جود و بخششت از همه بخشندگان بیشتر است.
هشت رکعت در هر رکعت حمد وبیست مرتبه «قدر»
پی نوشت ها :
[1] - اقبال الاعمال ؛ سید بن طاووس ص 123
[2] - « المستطرف فی کل فن مستطرف» ص 29 باب چهارم
[3] - «مستدرکالوسائل ج : 5 ص : 78» عَنِ النَّبِیِّ ص قَالَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَحْفَظَ کُلَّمَا تَسْمَعُ وَ تَقْرَأُ فَادْعُ بِهَذَا الدُّعَاءِ فِی دُبُرِ کُلِّ صَلَاةٍ وَ هُوَ «سُبْحَانَ مَنْ لَا یَعْتَدِی عَلَی أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ سُبْحَانَ مَنْ لَا یَأْخُذُ أَهْلَ الْأَرْضِ بِأَلْوَانِ الْعَذَابِ سُبْحَانَ الرَّءُوفِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِی فِی قَلْبِی نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَ عِلْماً إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ »
ترجمه : پیامبر اکرم ( صلی اله علیه و آله و سلم) در این حدیث خطاب به امیر المومنین علی بن ابیطالب ( علیه السلام ) میفرمایند : ای علی ؛ اگر میخواهی که هر چیزی را که میشنوی و مطالعه و قرائت میکنی بخاطر بسپاری بعد از هر نماز این دعا را بخوان « سبحان من لا یعتدی ...»
[4] - « اصول کافی ج 4 ص 62 » عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ أَبِی زِیَادٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ )ع (أَنَّ النَّبِیَّ )ص( قَالَ لِأَصْحَابِهِ أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِشَیْءٍ إِنْ أَنْتُمْ فَعَلْتُمُوهُ تَبَاعَدَ الشَّیْطَانُ مِنْکُمْ کَمَا تَبَاعَدَ الْمَشْرِقُ مِنَ الْمَغْرِبِ قَالُوا بَلَی قَالَ الصَّوْمُ یُسَوِّدُ وَجْهَهُ وَ الصَّدَقَةُ تَکْسِرُ ظَهْرَهُ وَ الْحُبُّ فِی اللَّهِ وَ الْمُوَازَرَةُ عَلَی الْعَمَلِ الصَّالِحِ یَقْطَعُ دَابِرَهُ وَ الِاسْتِغْفَارُ یَقْطَعُ وَتِینَهُ وَ لِکُلِّ شَیْءٍ زَکَاةٌ وَ زَکَاةُ الْأَبْدَانِ الصِّیَامُ
فرآوری : زهرا اجلال
گروه دین تبیان
منابع :
سایت حوزه
بیانات آیة الله مجتهدی تهرانی