X
تبلیغات
رایتل

خویشتن داری در اوج غریزه

خویشتن داری در اوج غریزه



گل


ماه مبارک رمضان ،بهترین فرصت است برای تمرین خویشتن داری . صفتی که در صورت برخورداری از آن از گناهان و خطاها دور بوده و زندگی مان با سلامت طی می شود.

دانشمندان، یکى از عوامل موفّقیت را برخوردارى از توان «انتظار کشیدن» دانسته‏اند و بر این باورند که بدون این عامل، نمى‏توان یک زندگى کامیاب را رقم زد. افرادى که توان انتظار کشیدن ندارند و نمى‏توانند صبر کنند، کسانى هستند که هم لذّت‏هاى آنى و فورى را طلب مى‏کنند و به آینده نمى‏اندیشند، و هم خواسته‏هایشان باید فوراً ارضا شود. در حالى که زندگى موفّق، نیازمند صبر و گذشت از لذّت‏هاى آنى، براى رسیدن به لذّت پایدار آتى است. افراد فاقد این توانایى، هر چند لذّت‏هاى آنى را به دست مى‏آورند ، امّا آینده و لذّت‏هاى پایدار آن را از دست مى‏دهند. به همین دلیل، دانشمندان، توان انتظار کشیدن را عامل اساسى موفّقیت مى‏دانند و در همین زمینه، از امورى همانند توان منع و بازدارى1 به تأخیر انداختن ارضاى خواسته2 و مقاومت در برابر وسوسه3 یاد مى‏کنند.

این نظریه‏پردازان، با آزمایشى که انجام دادند، نشان دادند کسانى که در کودکى، توان انتظار کشیدن و به تأخیر انداختن خواسته را آموخته‏اند، در بزرگ‏سالى، زندگى موفّقى داشته‏اند و بر عکس، کسانى که فاقد چنین نیرویى بوده‏اند، در آینده، خلافکار و بزهکار شده‏اند.

نکته جالبى که در این آزمایش به دست آمد، وجود روش‏هایى بود که کودکان، براى به تأخیر انداختن خواسته‏هاى خود و بالا بردن توان انتظار کشیدن، به کار برده بودند. همه آنها به نوعى (نقاشى کردن، بازى کردن، صحبت کردن با دوست خود و خوابیدن و...)، حواس خود را از موضوعى که باید نسبت به آن انتظار مى‏کشیدند (مثل غذاى خوش‏مزه، پس از یک گرسنگى طولانى)، پرت مى‏کردند.

توان انتظار کشیدن و قدرت بازدارى از خواسته‏ها، همان چیزى است که در ادبیات دین، تحت عنوان «تقوا» شناخته مى‏شود ؛ البته در سطحى بالاتر و متعالى‏تر.

 آنچه دانشمندان طرح کرده‏اند، قاعده‏اى فراگیر بوده و تمام جنبه‏هاى زندگى را در بر مى‏گیرد، که یکى از آنها «غریزه جنسى» است. آنچه در این بحثْ مهم است، روش‏هاى مؤثّر در بالا بردن توانِ انتظار کشیدن و تحقّق خویشتندارى جنسى است. خویشتندارى، در هر امرى و از جمله در قلمرو غریزه جنسى، نیاز به کسب «مهارت» دارد. بدون برخوردارى از مهارت، نمى‏توان به خویشتندارى دست یافت. یکى از علل مهم ناکامى در خویشتندارى، برخوردار نبودن از مهارت‏هاى خویشتندارى است. بنا بر این، یکى از مسائل مهم در بحث عفاف، «مهارت‏هاى خویشتندارى جنسى» است که در متون دینى، فراوان به آن پرداخته شده و در ادامه، به بیان آنها مى‏پردازیم.

مهارت‏هاى خویشتندارى جنسى را در دو بخش ارائه مى‏کنیم: «مهارت‏هاى شناختى ـ معنوى» و «مهارت‏هاى رفتارى».

الف. مهارت‏هاى شناختى ـ معنوى

شناخت، منشأ رفتارها و احساسات انسان است. خویشتندارى و بازدارى، در هر قلمرویى از جمله در قلمرو جنسى، نیازمند برخوردارى از شناخت‏ها و باورهاى لازم است. این جاست که مفاهیمى همانند معرفت، ایمان و باور به خدا معنا مى‏یابند. ایمان و باور به خدا، یکى از مهم‏ترین عوامل در تقویت این خویشتندارى است که کمتر مورد توجّه قرار گرفته  است. نقش ایمان در خویشتندارى جنسى، بحث دامنه‏دارى است که نمى‏توان در این نوشتار، به آن پرداخت. امورى همچون محبّت به خدا، شکر، حیا، امید به بهشت، ترس از دوزخ و... از زیرمجموعه‏هاى این بحث‏اند. فقط به عنوان نمونه، بحثى کوتاه درباره حیا خواهیم داشت.

عامل خویشتندارى حضرت یوسف، چه بود؟

حضرت یوسف‏(ع) ضرب‏المثل پاک‏دامنى و خویشتندارى در این زمینه است. آنچه حضرت یوسف را نجات داد، این بود که ابتدا به یاد خدا افتاد و سپس شرم کرد. قرآن مجید، هنگام طرح داستان خلوت کردن زلیخا با حضرت یوسف، در بیان علّت امتناع حضرت یوسف‏(ع) مى‏فرماید: «و در حقیقت ]آن زن[ آهنگ وى کرد، و ]یوسف نیز[ اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، آهنگ او مى‏کرد».4

در این آیه شریف، از «برهان پروردگار»، به عنوان عامل بازدارندگى از گناه، اشاره شده است. امام زین العابدین‏(ع) در تفسیر «برهان پروردگار» مى‏فرماید: همسر عزیز مصر، به سوى بُت رفت و پارچه‏اى روى آن انداخت. یوسف از او پرسید: «براى چه این کار را کردى؟». پاسخ داد: «شرم دارم از این که این بت، ما را ببیند!». در این هنگام، یوسف به وى گفت: «آیا تو شرم مى‏کنى از چیزى که نه مى‏شنود و نه مى‏بیند و نه مى‏فهمد و نه مى‏خورد و نه مى‏نوشد، ولى من، شرم نکنم از کسى که بشر را آفریده و او را دانش آموخته است؟!». این است معناى سخن خداوند که مى‏فرماید: « ]یوسف نیز[ اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، آهنگ او مى‏کرد».5

تماس زیاد و بدون دلیل با نامحرم، زن و مرد را در معرض تهدید قرار مى‏دهد و امکان شکسته شدن حریم امنیتى آنان را افزایش مى‏دهد.

ب. مهارت‏هاى رفتارى

هدف از آموختن مهارت‏هاى رفتارى، کاهش زمینه‏هاى خطر جنسى است. براى تحقّق خویشتندارى، باید زمینه‏هاى خطر را کاهش داد. این راهبرد ، خود ، دو بخش دارد: « کاهش تماس » و « کاهش تحریک » که در ادامه، به بررسى آنها مى‏پردازیم:

اصل اول: کاهش تماس

مراد از کاهش تماس، به حداقل رساندن تماس‏هاى بى‌دلیل و غیر موجّه است که ممکن است زمینه فساد جنسى را فراهم سازد. تماس زیاد و بدون دلیل با نامحرم، زن و مرد را در معرض تهدید قرار مى‏دهد و امکان شکسته شدن حریم امنیتى آنان را افزایش مى‏دهد. براى تحقّق این امر، چند راه‏کار وجود دارد:

در فرهنگ دین، از خانه، به عنوان دژ مستحکم و قلعه نفوذناپذیر زنْ یاد شده است.6 بدیهى است که خروج «بى‏دلیل» و «زیاد» از این قلعه امنیتى زن را بیشتر در معرض خطر قرار مى‏دهد و در معرض قرار گرفتن، هم توان بازدارى مردان را کاهش مى‏دهد و آنان را تحریک مى‏کند و هم توان بازدارى خودِ زن را کاهش مى‏دهد و امکان تمایل او را به رابطه نادرست، افزایش مى‏دهد. البته خروج زنان با رعایت موازین برای فعالیت های سازنده بلا مانع است.به همین جهت، خداوند متعال به زنان پیامبر(ص) خطاب مى‏کند:

«و در خانه‏هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم، زینت‏هاى خود را آشکار نکنید».7

مهارت دیگر، جدا کردن محلّ زنان و مردان از یکدیگرالبته در بعضی از مکان ها، به جهت جلوگیرى از اختلاط است. گاهى اختلاط زن و مرد، خواسته یا ناخواسته، صحنه‏هاى ناخوشایندى را به وجود مى‏آورد. براى جلوگیرى از این امر مى‏توان مکان‏هاى ویژه‏اى را به بانوان اختصاص داد. امروز در برخى کشورهاى توسعه‏یافته، در مکان‏هایى مثل اتوبوس و مترو، محل خانم‏ها و آقایان را جدا کرده‏اند و جالب این که این کار، به خواست زنان و فشار اجتماعى از سوى آنان انجام شده است.

رسول خدا، هنگامى که مسجد مدینه را بنا مى‏کرد، درى مخصوص زنان قرار داد و استفاده مردان را از آن ممنوع ساخت. این الگو مى‏تواند در همه جا رعایت شود.8

داشتن رفتاری متین و رفتاری در چهار چوب دین بهترین راه حل برای زمانی است که زن و مرد بخاطر شرایط کار یا تحصیل باید در یک مکان باشند .در مقاله ی بعد پیرامون خویشتن داری در غریزه ی جنسی به بحث کاهش تحریک و چگونگی آن خواهیم پرداخت.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. Suppression _ inhibition.

2. Delay Gratification.

3. Temptation.

4. سوره یوسف، آیه 24.

5. بحار الأنوار، ج 12، ص 266.

6. الکافى، ج 5، ص 337.

7. سوره احزاب، آیه 33.

8. ر. ک: حلیة الأولیاء، ج 1، ص 313.

 

منبع :حدیث زندگی با تغییر و تلخیص

تنظیم برای تبیان :داوودی

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد